سلام بچه ها من داداشم چند سالیه ازدواج کرده وبچه نداره بعد سال ها مشکلات اولین باره اومده خونه ما وگفته میخام جداشم
حالا کاری ندارم
زنش امروز یهو بی خبر اومد چمدون به دست تا رسید رفت تو اتاق من وچمدون ولباسارو در اورد گفت اومدم بمونم پیش شوهرم
کاری ندارم
من تنها دختر تو خونه ام واز کل خونه دلخوشیم اتاقمه توش خلوت میکنم خونه نشین هم شدم افسردگی گرفتم الان ناراحتم که به من چه این وسط از صبح تا حالا اسیرم نمیتونم برم تو اتاقم