منو جاريم تو يه ساختمونيم بچه هامون رفت امد ميكنن خونه هاي همديگه
امروز سر ظهر پسرم رفت پايين پريد بغل عموش بوسش كرد جاريم برگشت گفت اولين نفري كه كرونا بگيره .... بردارشوهرم برگشت بهش گفت بفهم چي زر ميزني
منم بلند گفتم دور از جونش دلم نيومد بگم برگرده به دخترا خودت
بچم گرفتم اومدم خونم
بنظرتون ديدمش اين بار چه رفتاري باهاش كنم
به شوهرمم كه گفتم گفت حق اينكه بري اونجا نداري