بچه ها وقتی یه اتفاقی رو توی زندگیم ازش ناراصی لم و دلم میخواست جور دیگه میبود گااااهی پیش میاد ک توی ذهنم شروع میکنم خیال پردازی. خیلی کم مثلا شاید دوسه ماهی یبار این اتفاق بیفته که خیال پردازی کنم و اتفاق رو تو ذهنم جور دیگه ببینم یا اینکه با یه شخصی ک الان پیشم نیس تو ذهنم صحبت کنم و درد دل کنم.
ولی بعدش اینقدرررر ذهنم و روحم و مغزم خسته میشه ک انگار سخت ترین معادلات ریاضی رو حل کردم و ده ساعت سرکلاس دارم فرمول حل میکنم. نیاز به یه خواب عمیق پیدا میکنم و عصبی هم میشم.
کسی هست مث من باشه؟
البته بعضی ها رو دیدم برعکس منن. خیال پردازی کار هرروزشونه و خیلیم راضی ان ازش