2777
2789
من  عشقم  عید قرار بیان خواستگاری نمیدونم باید چادر بزنم یا نه آخه  اگه بیان  ۲ر ...

به نظر من هر جور دوست داری بگردی بعد. ها همون. تیپ. بزن
مثلا خانواده همسرم چادری بودم ولی خواهرشوهرم دوست نداشت
برای همین جلسه اول مانتو جلسه دوم تونیک پوشید
خانواده هم مخالفت نکردن
گفت خب باید من اینجوری بپسنده

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

به نظر من هر جور دوست داری بگردی بعد. ها همون. تیپ. بزن مثلا خانواده همسرم چادری بودم ولی خواهرشوهرم ...

عشقم که میگه  نمیخاد بزنی  الان ۲تاتونیک اماده کردم  یکی برا روز اول که بیان  یکی هم برا روز بعد 

من ی پیراهن شیک سبزآبی تقریبا بلند پوشیدم با ساپورت و شال همرنگ لباسم خودم ک خیلی دوس داشتم ولی بله برونمو کت و سارافون مشکی صورتی پوشیدم

نگفتم؟صبر کن!فصل بهاران میرسد روزی؟ به سر دوران سرمای زمستان میرسد روزی؟نگفتم؟ نوبت صوت هَزاران میرسد روزی؟تو میگفتی که تاریکی چرا پایان نمی گیرد نگفتم؟صبرکن این شب به پایان می رسد روزی؟نگفتم؟غم مخور دست جهالت گر خمی بشکست؟تحمل کن خدای کوزه سازان میرسد روزی؟تو میگفتی عشق بنیاد میخوران براندازد نگفتم وقت بدمستی مستان میرسد روزی؟به یادت هست میگفتی که درمانی ندارد عشق؟نگفتم دردها آخر به درمان میرسد روزی؟پیام رند شیرازی به گوشت بارها خواندم که میگفت عاقبت یوسف به کنعان میرسد روزی؟بیا جلاد را بر دار آزادی تماشا کن نگفتم من زمان دادن جان میرسد روزی؟
آره تازه سنتی بود ازدواجمون و برای بار. اول همدیگر میدیدیم

خوشبخت باشین✌😀

کامنتتو خوندم حس خوبی بهم دست داد😆😆😆

در همه حال خوشحالم حتی اگه دنیا به کامم نباشه  یا درد بکشم.یکسال بزرگتر شدم  پس باید بیشتر بخندم    
چادر دیگه واقعا ناجوره تو خاستگاری خب پسره بنده خدا باید ببینه هیکلتو😂 ای بابا

خیلی هم جوره

هیکل مرحله آخره نه اول

ای پروردگارِ من، از آنچه بر سرم آمده، دلتنگ و بی‌طاقتم، و جانم از آن اندوه که نصیب من گردیده، آکنده است؛ و این در حالی است که تنها تو می‌توانی آن اندوه را از میان برداری و آنچه را بدان گرفتار آمده‌ام دور کنی. پس با من چنین کن، اگر چه شایسته‌ی آن نباشم، ای صاحب عرش بزرگ.
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792