بعد گفتم اره به بقیه هم بگو شوهرم خونه اس نیان خونتون خدایی نکرده اتفاقی چیزی نیوفته بعد اونم گفت باشه
مامانمم شاغله تو این مدت همش ساعت ۹/۱۰ شب میومد خونه اونم بهش زنگ زد معذرت خواهی کرد
بعد دیشب برداشته بود استوری گذاشته بود که بازم معرفت اونایی که اومدن پیشم و من باشماها از هیچ مریضی نمیترسم و فلان