اینکه هرشب توسکوت شب تخت دخترم به سمت منه.فک کن تواین سکوت صدامیده بادهنش انگار یچیزی میجوه ولباشومیخوره بادهنش صدامیده..اه..اعصابم خوردمیشه ی لحظه روانی میشم کنترلم وازدست میدم ازبچگی ازاین صدامتنفررررربودم...نمیدونم چطوری خودمودرست کنم اصلارومخمه...صداش مثل میخ مغزموسرمیکنه ی دفعه..دخترم خیلی کوچیکه دلم براش اتیشه..ولی خیلی رومخمه اینکارش..چکارکنم کسی مثل من هست؟