چقدر دلم گرفته
چقد بی حسم
چقد افسرده ام
چقد تنهام
چقد سخته بی محبتی
۷ساله زنشم یبار واسه تولدم قدمی برنداشته سوپرایزم کنه
دیشب تولدم بود امسال دلم خوش بود سوپرازیم میکنه اما دریغ از یه پیغام خشک و خالی ،دیگ متنفرم ازش
نه اون چیزیش میشه نه من
من خیلی احساساتی هستم اما محبت درستی ازش ندیدم
از بس بهم بی محبت و بی عاطفه هست
تا با یه زنی غیر از من شوخی میکنه حرف میزنه
از غصه میخوام دق کنم
بهم میگ بد دلی،حسودی،بدجنسی
اخه وقتی برای من اخلاقش گنده!
نمیشینه تو خونش چن کلوم حرف بزنه باهامون
محبت از ته دلی نکنه بزام
میشه حسودی نکرد
چقد من ضعیفم ک با هر رفتاری از اون میشکنم
انگار تمام من ب اون وصله
از بس اذیت میشم دیگ ب خدا هم کفر میگم
ی دختر مث دست گلم دارم
الانم باز باردارم
بیچاره بچه تو شکمم چقد غصه میخورم
چقد گریه میکنم
کاشکی منو میفهمید دیگ کم اوردم نمی دونم حرفمو بکی بزنم ب اینجا پناه اوردم
کاشکی کیس خوبی بود بهش خیانت میکردم
اما چطوری پیدا کنم😔