با خودمم اول نفهمیدم چطوری گذشت ای همه سال . انگار تو خواب گذشت . چقدر جدی گرفته بودم این چرخ گردون و . اون بامن شوخی مییکرد من جدی جدی میدوییدم . نمیدونم قرار بود به کجا برسم . کاش بیشتر قدم میزدم . کاش بیشتر زندگی کنم . کاش بتونم بیشتر خودم و ببینم . تکراریه اما حسرتها میان روی دلمون می مونن و ما رو پیر میکنن . یه روزی نگاه میکنیم به عقب میبینیم ای دل غافل تموم شد وقتمون و ما هنوز نرسیدیم به جیزایی که فکر میکردیم مهمن