2777
2789

لایکم کن الان میام توضیح میدم گلم

  اقا با من دعوا نکنین روحیم حساسه میزنم دهن مهنتونو آسفالت میکنم…    گفت:بمــان•گفتم:برای ماندنم دلیلی بیاور،،،،،،،،گفت:برنج خیسوندم                                    یه نگاه به خودت یه نگاه ب طرز فکرت بنداز..                                                  این دلیل اینجا وایستادنت❗️❗️❗️    


#رها_کردن_خواسته

دوستان خوبم فرض بفرمایید که من ده روز دیگه دو میلیون تومن چک دارم و حسابم هم خالیه!!!

میرم پیش پدرم و مساله رو با ایشون درمیون میذارم و ازش کمک میخوام و میگم که دو میلیون میتونین به من بدین برای چکم؟

و ایشون هم به درخواست من پاسخ مثبت میدن و میگن که از فردا تا ده روز دیگه هروقت فرصت کردم واریز میکنم به حسابت.

تا اینجا درست؟

تا این لحظه نه پولی وارد حساب من شده و نه چک من پاس شده، ولی احساس من با یک ساعت گذشته متفاوته.

احتمالا با خودم میگم خدایا شکرت که این چکم هم پاس “شد”!!!

دقت کنید دوستان خوبم نمیگم خدایا شکرت که این چکم رو پاس میکنی، میگم خدیا شکرت که این چکم پاس شد!!

چرا من به چنین احساسی رسیدم؟ چرا با اینکه نه پولی وارد حسابم شده و نه چکم پاس شده به این احساس خوب رسیدم؟

جوابش فقط یک کلمه هست و اونم چیزی نیست جز اینکه من به پدرم “ایمان” دارم و بهش “باور” دارم و روی حرفش حساب میکنم.

و وقتی ازش درخواست کردم و گفت باشه بهت میدم، دیگه واسه من تموم شدست این مساله، چون بهش ایمان دارم.

حالا یه سوالی از شما دوستانم دارم؟

اگه من حتی یک درصد به پدرم شک کنم چه کار میکنم؟

یه دفعه با خودم بگم حالا گفت میدم ولی اگه نداد چی؟ اگه یادش رفت چی؟ اگه یه مشکل دیگه براش پیش اومد و نتونست بده چی؟ و …

راه میفتم و از ده نفر دیگه سوال میکنم که پول دارین به من قرض بدین؟ و همینجور نگران چکی هستم که ده روز آینده دارم و حسابم هم خالیه.

دلیل این نگرانی چیه؟ چرا؟ چون به پدرم شک کردم و حرفش رو باور نکردم و ایمانم رو بهش از دست دادم، در حالی که اون هنوز هم سر حرفی که به من زده ایستاده و به قولش عمل میکنه.

پس میتونیم نتیجه بگیریم که دلیل چسبیدن به خواسته هامون از کم بودن ایمانمونه و ریشش نگرانیه و همونطور که میدونید نگرانی هم ریشه ترسه و هرجایی که ایمان نباشه ترس و نگرانی جاش رو میگیره.


  اقا با من دعوا نکنین روحیم حساسه میزنم دهن مهنتونو آسفالت میکنم…    گفت:بمــان•گفتم:برای ماندنم دلیلی بیاور،،،،،،،،گفت:برنج خیسوندم                                    یه نگاه به خودت یه نگاه ب طرز فکرت بنداز..                                                  این دلیل اینجا وایستادنت❗️❗️❗️    

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

اگر ما واقعا به خداوند ایمان داشته باشیم دیگه نه نگران برآورده شدن خواسته هامون هستیم و نه بهشون میچسبیم.

چسبیدن به خواسته ها و رها نکردنش از ترس برآورده نشدنشون هست و ما به خدایی که ازش توقع داریم خواستمون رو اجابت کنه ایمان نداریم و بهش شک داریم.

و خب طبیعتا خواستمون هم به اجابت نمیرسه، چراکه به تعبیر قرآن “إِذَا سَأَلَک عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی‏ وَ لْیُؤْمِنُوا بی‏ لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ” که خداوند میفرماید “هرگاه بندگانم در باره من از تو بپرسند ، پس بگو : من نزدیکم و دعای درخواست کننده را هرگاه مرا بخواند استجابت می کنم ، پس باید بندگان هم مرا اجابت نموده بپذیرند و باید به من ایمان آورند تا راه یابند و رشد کنند” و خداوند استجابت خواسته ما رو یک جاده دو طرفه عنوان میکنه و میگه من درخواست هر درخواست کننده ای رو اجابت میکنم به شرط اینکه اونها هم منو اجابت کنند و به من ایمان بیاورند.

به عقیده من این معنی کامل رها کردن هست که به دلیل ایمانی که به خداوند داریم خواسته خودمون رو اعلام میکنیم و دیگه نگرانش نیستیم و میدونیم که خواستمون اجابت شده و باید صبر کنیم تا به دستمون برسه.

امیدوارم تونسته باشم کمکی هرچند کوچیک به دوستانم کرده باشم.

  اقا با من دعوا نکنین روحیم حساسه میزنم دهن مهنتونو آسفالت میکنم…    گفت:بمــان•گفتم:برای ماندنم دلیلی بیاور،،،،،،،،گفت:برنج خیسوندم                                    یه نگاه به خودت یه نگاه ب طرز فکرت بنداز..                                                  این دلیل اینجا وایستادنت❗️❗️❗️    
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792