منم اعتقاد نداشتم
ولی عروسمون قشنگ این بلاهایی ک گفتی سر خانوادم اورد
کل خونه ی داداشم و سهم اون یکی داداشمو ک نصف زمین برای اون بود رو ب اسم خودش زد خیلی شیک و مجلسی
کار بابام ب بیمارستان کشید
چند سال گذشت
الانم پرو پرو انگار نه انگار ک چیزی شده
قشنگ رفت و آمد داره با خانواده و من همچنان با دهانی باز نگاه میکنم
آخرین سری من اعصابم خورد شد گفتم بهم بگین چی میده ب خوردتون ک انقد مطیعش شدین🥴