2777
2789

آقای مخاطب سلام.

حالا یک ساعت و بیست و سه دقیقه است که میدانی دوستت دارم.

امروز قبل از اینکه تو را ببینم، یاد یک دیالوگ از فیلم ابد و یک روز افتاده بودم. "اینجا هشت ساله شبا تصمیم میگیرن این زندگی رو عوض کنن و روزا یادشون میره، اینجا هیچی عوض بشو نیست." با خودم گفته بودم دقیقا مثل من، چند سال است هرشب تصمیم میگیرم از فردا به شما فکر نکنم ولی صبح به محض باز کردن چشم هایم یک حجم بزرگ از یاد شما حفره های توی سرم را پر میکند.امروز که از پله ها پایین می آمدم و از پله ها بالا می آمدی، داشتی ترانه ای را زمزمه میکردی که من هرشب گوش میدهم. اما فهمیدم چقدر یک ترانه می‌تواند مفهوم های متفاوتی برای هرکس داشته باشد. بقول حسین پناهی:"شک دارم به ترانه ای که زندانی و زندان بان همزمان زمزمه می‌کنند"

تو سرخوش زمزمه میکردی که سرت را بالا آوردی و من را دیدی که روی پله ی دوم بعد از پاگرد دوم ایستاده ام و به تو نگاه میکنم. راستش این روزها هوش و حواس درست و حسابی که ندارم؛ شب ها بابا نمی‌تواند نفس بکشد و گلویش می‌سوزد و تاول های دوست نداشتنیِ روی صورتش، ماندگار شده اند.  تمام شب سعی می کند نفس بکشد و سر و صدا نکند تا ما بتوانیم بخوابیم. من هم می‌نشینم پشت در بسته ی اتاق و سعی می کنم خطوط چهره ات دقیق تر بیاید تو ذهنم و هرچند دقیقه یک بار صدای خر خر نفس های بابا را چک می‌کنم.

روزها حواسم سرجایش نیست، برای همین ایستاده بودم و برای اولین بار مستقیم توی چشمهایت نگاه میکردم و گمانم فهمیدی که این دخترِ طبقه بالایی بار اول است که میخ چشمهایت شده.

بقیه پله هارا بالاتر آمدی و گفتی "نبات خانوم؟ حالتون چطوره؟"

نمی‌دانم دقیقا چه فعل و انفعالاتی توی سرم صورت گرفت اما همانطوری که زل زده بودم توی صورتت خمیازه کشیدم!!!

خمیازه لعنتی قطع نمیشد و چشم هایت هر لحظه گرد تر می‌شد. در نهایت خندیدی و گفتی "مثل اینکه خیلی خوابت میاد!"

برایم مهم نبود که توی صورت دوست داشتنی ترین مرد زندگی ام خمیازه کشیده ام یا زل زده ام به چشم هایش. آن لحظه آنقدر خسته بودم که می‌دانستم جز نگاه کردن به تو، هیچ چیزی آرامم نمیکند. حجم استرس این چند روز برایم خیلی زیاد بود و من ضعیف تر از این حرف ها هستم

برای همین بدون پلک زدن نگاهت میکردم و نفهمیدم چه زمانی چشم هایم چکه کردند و گفتم" من خوب نیستم." دلم میخواست این نقطه ی لعنتی آخر جمله ام نیاید. دلم می‌خواست به اندازه ی بغض هایم حرف بزنم. دلم می خواست بگویم من دارم از دست این درد لعنتی که اسمش عشق است میمیرم.

من هربار تو را می‌دیدم یا اسمت را می‌شنیدم قلبم تند تر می‌کوبید، دهانم خشک میشد اما حالا نوک بینی ام تیر میکشد و توی صورتم باران می بارد. آقای مخاطب من جانم دارد در می آید!! 

نگاهت غمگین شده بود و من دیدم که دست راستت یک لحظه بالا آمد اما افتاد. و من چه کار کردم؟ به تمام سال هایی فکر کردم که موقع حرف زدن با تو سرخ و سفید می‌شدم یا به رویم نمی آوردم که تو مقابلم هستی. من یاد تمام سالهایی افتادم که موقع دیدن تو یاد پدر و برادرم می افتادم، یاد حرف های معلم دینی مان می افتادم.

و من با دیدن نگاه غمگین تو، دلم را به دریا زدم و جمله ای که توی آخرین کتابم خوانده بودم را آرام زمزمه کردم..

"ابراز عشق، سخت تر از آن است که می‌گویند. ماهی کوچکی شده ام که خجالت می‌کشد به آب بگوید: بی تو می‌میرم."

و درست همان لحظه که با نا باوری نگاهم کردی و موهایت را محکم چنگ زدی و به سمت دیوار خم شدی از کنارت گذشتم..

و حالا یک ساعت و بیست و سه دقیقه است نشسته ام توی کلاس و به جمله ی "زن ناز است و مرد نیاز " پوزخند میزنم.

راستش دیگر برایم هیچ چیز مهم نیست حالا یک ساعت و بیست و سه دقیقه است که تو میدانی دوستت دارم. همین.

دوست دارت نبات

نون#  

آرزو کردم خدا را گوهری/ سالم و زیبا نگارین اختری / بر سرم او ریخت یکدنیا گهر/ داد ما را او ز رحمت دختری 🫀💓 تیکر برای تولد یک سالگی نور زندگیمونه😍

با دنبال کردن نون# بقیه نامه برقی های منو میتونید بخونید ❤️✨

آرزو کردم خدا را گوهری/ سالم و زیبا نگارین اختری / بر سرم او ریخت یکدنیا گهر/ داد ما را او ز رحمت دختری 🫀💓 تیکر برای تولد یک سالگی نور زندگیمونه😍

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

من خواننده های دائمی خودمو دارم. درسته ساکت هستند اما بارها گفتند دنبالم میکنند. 

دوست دارم خواننده هام بهم بگن:

شما دوست داشتید آقای مخاطب چجوری بفهمه نبات دوسش داره؟؟ 


آرزو کردم خدا را گوهری/ سالم و زیبا نگارین اختری / بر سرم او ریخت یکدنیا گهر/ داد ما را او ز رحمت دختری 🫀💓 تیکر برای تولد یک سالگی نور زندگیمونه😍
خیلییییییی خوب بود  خیلییییی دوست داشتم  نویسنده شمایین؟

ممنونم ❤️ ✨ 

بله منم. 

آرزو کردم خدا را گوهری/ سالم و زیبا نگارین اختری / بر سرم او ریخت یکدنیا گهر/ داد ما را او ز رحمت دختری 🫀💓 تیکر برای تولد یک سالگی نور زندگیمونه😍

@چمنگل

@امیرکیامامان

@پسرهامعشقن

@بانوهزاره

@مامانsepehr  

آرزو کردم خدا را گوهری/ سالم و زیبا نگارین اختری / بر سرم او ریخت یکدنیا گهر/ داد ما را او ز رحمت دختری 🫀💓 تیکر برای تولد یک سالگی نور زندگیمونه😍

@atoush

آرزو کردم خدا را گوهری/ سالم و زیبا نگارین اختری / بر سرم او ریخت یکدنیا گهر/ داد ما را او ز رحمت دختری 🫀💓 تیکر برای تولد یک سالگی نور زندگیمونه😍
من خواننده های دائمی خودمو دارم. درسته ساکت هستند اما بارها گفتند دنبالم میکنند.  دوست دارم خو ...

دوست داشتم از چشمای نبات بخونه که دوسش داره و بگه منم همینطور❤❤❤❤

البته چیزی ک شما نوشتی خیییلی زیباست  

خدایا به اندازه ی مهربونی و بزرگیت شکررررررت که معجزه قشنگی که منتظرش بودیم رو بهمون دادی💜   💜یاجوادالائمه💜یافاطمه معصومه💜یاضامن آهو💜مرررررررسی واسه خواب قشنگ و ضمانت نامه و اشک شوق و ذوق از ته دلی که بهمون هدیه کردین   
دوست داشتم از چشمای نبات بخونه که دوسش داره و بگه منم همینطور❤❤❤❤ البته چیزی ک شما نوشتی خیییلی زیب ...

عزیزدلم ❤️✨

ممنونم ازت. 

هر زمان که دیگه دوست نداشتین تگتون کنم کافیه بگین ❤️

آرزو کردم خدا را گوهری/ سالم و زیبا نگارین اختری / بر سرم او ریخت یکدنیا گهر/ داد ما را او ز رحمت دختری 🫀💓 تیکر برای تولد یک سالگی نور زندگیمونه😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

خدایی

beautifulworld_0 | 12 ثانیه پیش
2791
2779
2792