سلام. من یک سال عقد کردم همین الان رفتم تو گوشی شوهرم شماره تلفن چندتا زن خراب دیدم خیلی حالم بده شده نمیدونم چیکارکنم.. من تا جاییکه درخد توانم باشه سعی میکنم براش کم نذارم. پس چرا باید شماره تلفن همچین زنایی تو گوشیش باشه... لطفا بگید باید چیکار کنم. خیلی حالم بده
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
آخی اول باهاش صحبت کن شاید ی اشتباه باشه یا کسی خواسته براش پیدا کنه یا یادداشت بوده برای کسی باهاش صحبت کن و ازش بخواه برات اثبات کنه برای خودم پیش اومده این اشتباه
بیا بعد میگن تو عقد زنشه دیگه این حرفارو نداره کع بیا اینم نتیجش!!!
" مثلا با ذوق براش حرف بزنی و هی حرف بزنی و اوج بگیری بد ببینی چشایع نازش خمارع و پلک نمیزنه ! هی دستاتو تکون بدی و یهو دستاتو بگیره و بکشونتت تو بغلش و موهاتو بزنه کنارتو آروم تو گوشت زمزمه کنه : آخه تو چقد قشنگی دلبر همونجا همون لحظه باید براش مرد🙈♥️💍من بهتون میگم تعداد مژههای پایین سمت چپش ۵۸ تاست، بعد شما میپرسی عاشقشی؟؟
[QUOTE=118917561]از کجا فهمیدی زنای خرابن ![/QUOTEعکساشون رو دیدم.. روی تلگرام.. لطفا به جای جدا شدن ...
هیچ پیشنهاد بهتری نیست عزیزم کسی ک این چیزارو داره یعنی تجربشم داری وقتی ازدواج کرده احساس متعهد بودنش هنوز بوجود نیومده بعدعروسیم نمیاد بعدش بدترمیشه چون میدونه طلاق نمیگیری
قلبمو شکست..روزها..ماه ها... بم بی توجه بود... کسی که عاشقش بودم..یروز که اصلا جواب زنگامو نمیداد بادوستاش پارتی گرفته بود...نوشتم:یروز توعصبی من بیخیال تو ناراحت من بیخیال توبی تاب من بی خیال یروزم نوبت تو میشه هی زنگ بزنی جواب ندم پیام بدی جواب ندم...اون زمان بهم پوسخند زد..چون میدونست چقد عاشقشم و مطمئن بود نمیشه من بهش بی توجه باشم...شروع شد ..اینبار هربار منو میشکست دیگه خودمو جمو جور نمیکردم...غرق بودم تو افسردگی تو غم
کسی ک توعقد نتونسته جلو خودشو بگیره بدون چی هست... شوهرم بااینکه عاشقش بودم دوسش داشتم دوست شدیم رابطه هم داشتیم ولی نزاشتم بکارتمو بگیره خودشم هواسش بود
قلبمو شکست..روزها..ماه ها... بم بی توجه بود... کسی که عاشقش بودم..یروز که اصلا جواب زنگامو نمیداد بادوستاش پارتی گرفته بود...نوشتم:یروز توعصبی من بیخیال تو ناراحت من بیخیال توبی تاب من بی خیال یروزم نوبت تو میشه هی زنگ بزنی جواب ندم پیام بدی جواب ندم...اون زمان بهم پوسخند زد..چون میدونست چقد عاشقشم و مطمئن بود نمیشه من بهش بی توجه باشم...شروع شد ..اینبار هربار منو میشکست دیگه خودمو جمو جور نمیکردم...غرق بودم تو افسردگی تو غم