بعداز ازدواج
بعداز ازدواج فهمیدم این پسری که حالا شوهر منه قبل از من یکیو عقد کرده ولی ثبت دفتری نکرده خلاصه درگیر شدیم و گفتم من نمیتونم با دروغت کنار بیام باید جدا بشم
شوهرم افتاد به التماس که من بچه بودم این بلا رو خانوادم سرم اوردن
خلاصه پدرمم منو زد و از خونه انداخت بیرون و من بی سرپناه موندم
برگشتم خونه شوهرم
طلاهام رو فروخت مهر اون دخترو داد و طلاقش داد.
شوهرم گفت تو این شهر کار نیست بیا بریم تهران.گفتم چجوری خونه ها گرونه پول نداریم گفت بریم سرایداری
خلاصه یه روز اومد وسایلامو گذاشت خونه مادرم و منو برداشت برد سرایداری تهران
رفتیم توی یه خونه گفتن شوهرت بیرون کار کنه و تو توی خونه
فرداش یه مرد 40ساله رو تخت خوابیده بود مریض بود گفتن باید اینم جابجا کنی و کارها رو هم از اشپزی گرفته تا نظافت تو بکنی
گفتم چشم و شب که شوهرم اومد کلی گریه کردم گفتم منو از اینجا ببر گناه دارم من اینهمه درس خوندم بیام زیر مریض مردمو تمیز کنم؟
خدا دلش به حالم سوخت یه سرایداری خوب پیدا کردیم و رفتیم اونجا
شوهرم میرفت با ماشینش کار میکرد منم کارهای خونه رو واسه اون خانواده انجام میدادم,دو سالی اونجا بودیم ولی خونه رو تخریب کردن و ما رفتیم پیش یه خانم و آقای دکتر
خانواده خوب و محترمی بودن و با شوهرم شبانه روز کارهای اونارو انجام میدادیم
خلاصه یهو دیدم باردار شدم24سالم بود که دخترم به دنیا اومد تمام دنیا مال من بود انگار
بعداز چند ماه خانم دکتر که دید من نمیتونم زیاد کار کنم واسشو بهمون گفت برید و ما هم رفتیم.
چند ماهی مستاجر بودیم توی تهران ولی برگشتیم شهر خودمون و شوهرم یه مغازه باز کرد که اونم ضرر شد و جمع کرد
بخاطر نداشتن پول پیش مجبور شدیم خونه مادرم زندگی کنیم ولی چه حرفهایی که خواهر برادرام نزدن....
ما به بدترین شکل از خونه مادر اومدیم بیرون
توی همین حین فهمیدم باردارم
هرکاری کردم سقط نشد
خلاصه خونه اجاره کردیم و پسرم هم بدنیا اومد
شوهر بیکار و افسرده شد و یکبار خودکشی کرد ولی سریع رسوندمش بیمارستان.
بعداز چند ماه یه زمین داشتیم فروختیم به پدر شوهرم و همسرم مارو شهرستان گذاشت و خودش رفت تهران واسه کار.
خلاصه منم چون رشته مرتبط داشتم دنبال کارهای مجوز مهدکودک رفتم
مجوز گرفتم و یک وام40تومنی
مهدکودکم رو باز کردم و الان مدیر مهد و شغل خودمم.
ولی خب کمی و کاستی های زندگیم زیاده مثلا شوهرم بهم خیانت کرد 3بار اعتیادش رو ترک دادم ولی باز مصرف کرد بهم تهمت میزنه و حرفهای زشتی میزنه بهم
ولی من فقط بخاطر بچه هام تحملش میکنم.