سلام دوستان من اسفند سال نود و هفت زایمان کردم و همیشه عاشق زایمان طبیعی بودم و هر کسی بهم میگفت سزارین بهتره میگفتم توی همه ی دنیا زایمان طبیعی بهتره فقط توی ایران همه عاشق زایمان سزارینن البته مادر و خواهرامم میگفتن طبیعی بهتره و این که حس میکردم بعد از زایمان طبیعی زودتر به اندام گذشتم بر میگردم، بارداری معمولی همراه با ویار زیاد داشتم و از هفته ی بیست و یکم درد شدیدی رو تو واژنم حس کردم که بهم دکتر گفت استراحت کنم اصلا تو بارداری روحیه ی خوبی نداشتم خانوادمم ازم دور بودن اواخر بارداری فشارم رفت بالا و دکتر م گفت آزمایش دفع پروتئین بدم دادم مشکلی نبود ولی هفته ی بعد که نوبت معاینم بود باز فشارم بالا بود دکتر گفت خطر ناکه و باید برم بخوابم بیمارستان برای زایمان گفتم طبیعی یا سزارین گفت خودت ترجیحت چیه گفتم طبیعی میخام با معاینه گفت لگنتونم مناسبه و قدت هم خوبه راحت میتونی زایمان کنی، من اون شب رفتم بیمارستان بستری شدم مامای همراهم نگرفتم چون بیمارستان خصوصی رفتم و خود دکترم میومد برای زایمانم مامانم اومده بود از هفته ی قبل من رفتم خونه دوش گرفتم و وسایلمم جمع کردم وجودم پر از استرس بود باورم نمیشد میخام زایمان کنم و میترسیدم وزن بچه کم باشه هفته ی سی و هشت بود همسرمو بغل کردم و گفتم خیلی میترسم و اون دل داریم میداد