2821
2789
عنوان

مادر شوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 727 بازدید | 80 پست
شوهرم از اول بود .کلا خونوادگی مرداشون اینطورن ب حرف زناشون گوش میدن البته اگ ب ننه باباشون توهین نک ...

حالا مگ قبول میکرد.پدرم د ر اومد بعد ۲ ماهگی بچم دیدم  دیگ داره بیشترش میکنه .دیگ رفتم تو سگ محلی .دعوتم میکرد بهونه میاووردم البته واقعی و نمیرفتم کم کم رفتو امد کم شد و شوهرمم کمی پشتم بود تونستم خودمو بگیرم .هیچیه زندگیمو بهشون نمیگم البته دروغم نمیگم هیچوقت نمیپیچونمشون واقعیتو میگم بدون ترس .اوایل تا شماره مادر شوهرمو میدیدم تنم ب لرزه میافتاد الان هفته ای یبار زنگ میزنم .راحت فقط سلام وخداحافظی واحوال پرسی معمولی همین دیگ ی چی پرسید جزییاتو نمیگم فقط کلی صحبت میکنم .

ممکنه ولی شما گفتید شما بودین چکار میکردید ... و من هرچی فکر میکنم به این نتیجه میرسم که واسه من ذر ...

نه اینجوری نیست 

نمیدونم یعنی واست مهم نیست به بچت بی محلی کنن؟؟؟

تو ادمی؟؟؟؟؟

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

اصلا من فقط میخوام از مادر شوهرم دوری کنم به شوهرمم گفتم  قسم خوردم سالی یه بارم نرم خونش

نباید بگی اینجور ی هم شوهرت هم خونوادشون حساس میشن .باید زیر پوستی و زیر رفتو امدو کم کنی .بچتم بکش سمت خودت ولی بهش یاد نده ب بزرگترش بی احترامی کنه .با ادب و متین بار بیارش همه حسرت ی روز دیدنشو بخورن 

عيييين من اوضات مادر و پسر همينجوري هستن

خدا مرگشون بده 

الان شوهرم گفت بیا پشتم رو بخوارون پرو پروی

گفتم برو بدرک عوضی

بگو مامانت بخوارونه

دیگه بخدادقسم ی

به شوهرمم اهمیت نمیدم بی لیافت

نه اینجوری نیست  نمیدونم یعنی واست مهم نیست به بچت بی محلی کنن؟؟؟ تو ادمی؟؟؟؟؟

اول بهتره درست حرف بزنید ..یعنی چی تو آدمی 

نه برام مهم نیست ...نه بچم نه خودم ..من منتظر محل دادن یا ندادن کسی به خودم و بچم و هیچکس دیگه نمیمونم ...و بچم هم جوری بار میارم که مهرطلب نباشه ...و ابدا رفتار دیگران به خصوص مدل آدمهایی که کلن رفتار مورد پسند من رو ندارن برام ذره ای اهمیت نداره ...اصلا بود و نبودشون فرقی نداره چه برسه به محبت یا بی محلیشون 

اره واقعا بخدا جونم به لبم رسیده گفتم یا به خواهر شوعرم مسیج میدم هرجی تو دلمه میگم یا توجمع رک جواب ...

فقط هرکار میکنی مسیج نده ..اصلا 

مادرشوهرا همشون همینن خیال میکنن دختراشون خیلی حالیشونه عروسشون هیچی بلد نیست .غصه نخور به ما هم میگن .....منم میگم به یه ور بچم ...به شوهرمم میگم مادرت ازم تعریف میکنه میگه نجمه تو چقدر حوصله بچه داری ....من همیشه جلو شوهرم یه جور نشون میدم که انگار من خیلی خوبم و قبولم دارن ...در حالیکه همش مادرش داره غر میزنه .... البته بعضیوقتا هم یه چشمه هایی میام و یه حرکاتی میزنم که شوهرم بفهمه من خیلی خوبم و فرشتم وگرنه خانوادش غرغرو هستن و هر عروسی بود باهاشون سر جنگ داشت ...مثلا میرم تو فکر شوهرم میگه چی شده میگم دلم گرفت میگه چرا میگم مادرت فلان حرکتو زد ازش توقع نداشتم میگه ولش کن مهم نیست اون بی سواده تو خودتو ناراحت نکن ....میگم باشه من که چیزی نمیگم ...ولی قیافم ناراحت میمونه ...بعد شوهرم به مادرش تذکر میده البته جلوی من نه...من بعدا میفهمم


نه اینجوری نیست  نمیدونم یعنی واست مهم نیست به بچت بی محلی کنن؟؟؟ تو ادمی؟؟؟؟؟

خواهر برام مهم نیس ولی ناراحت میشم تو اون لحظه ولی اگ بگی و بروت بیاری بدتره .مامانم همیشه میگفت بگی بهت احترام بذارن اصلا بهت نمیچسبه .والا عزت و احترام ک زوری نیس 

نباید بگی اینجور ی هم شوهرت هم خونوادشون حساس میشن .باید زیر پوستی و زیر رفتو امدو کم کنی .بچتم بکش ...

نه من شوهرم اگه نگم حالیش نمیشه

ازم میخواد هر روز برم ولی این که بهش گفتم و گفتم که نمیرم خونه مادرش دیگه اگه وجدان داشته باشه بهم حق میده

خواهر برام مهم نیس ولی ناراحت میشم تو اون لحظه ولی اگ بگی و بروت بیاری بدتره .مامانم همیشه میگفت بگی ...

اره قبول دارم‌ولی من از این ناراحتم مثل احمقا اون لحظه نمیتونم جوابشو بدم تا میشه اعصاب خوردی واسه خودم

خواهر برام مهم نیس ولی ناراحت میشم تو اون لحظه ولی اگ بگی و بروت بیاری بدتره .مامانم همیشه میگفت بگی ...

مادربزرگ خدا بیامرزم میگفت: بگی و بد بشی بهتر از اینه که نگی و خر بشی .....


میگفتی مثل بچه های خودت میشه اینم

خداروشکر نشد وی چی شد ک دهن همشون واموند از قدرت خدا .حالا میره پیش همه میگه ب سمت ما کشیده بچه منم گفتم .والا خدارو ببین وقت بارداریم همه میگفتن بچت عقب افتادس الان سر اینک بکی رفته دعواس 

خداروشکر نشد وی چی شد ک دهن همشون واموند از قدرت خدا .حالا میره پیش همه میگه ب سمت ما کشیده بچه منم ...

ایشالادهرچی بلاس میاد واسه بچت بخوره تو سر اینا

خدادبزرگه ایشالا موفقیت هاش بزرگتر بشه کوچولوت اینا بترکن

مادربزرگ خدا بیامرزم میگفت: بگی و بد بشی بهتر از اینه که نگی و خر بشی .....

ینی بگی ب بچم محبت کن .خیلی بده .اخه الان خواهرشوهرم همینو گفت الان همه میگن ب بچه های داداشش حسودی میکنه چش ویدنشونو نداره الان همه باهاش بدن همه .اونی ک شما میگی طرف باید درک داشته باشه ن اینکه خود طرفم خر باشه .درسته بچه در کنار محبت والدین ب محبت اطرافیانم نیاز داره .اخه مگ اون بچه کمبود محبت داره یا پدر مادرش براش کافی نیستن ک مادره بره گلگی ک چرا ب بچم محبت نمیکنین .ب نظرم ی جور بزرگش کن ک همه حسرت داشتن و دیدنشو بخورن .

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792