شوهرم از يك نفر كلاه برداري ١٢٠ مليوني كرده
بعد هم فرار كرده
اون بدبخت هم رفته شكايت كرده ولي نتونسته شوهرم رو پيدا كنه اما حكم جلبش رو داره
تونسته مامانمو فقط پيدا كنه و به مامانم همه اين ماجراهارو گفته
مامانمم بمن چيزي نگفته ، خواهرم فهميده بهم گفته
حالا از ديشب عين يه ديوانه مات و مبهوت موندم نميدونم دقيقا بايد چه غلطي بكنم
عين يه اعدامي شدم كه منتظر اجراي حكمش ميدونم بزودي موج مصيبت مياد سمتم