2777
2789
تا جایی که من میدونم نمیشه شاید شما اشنا داشتید ثبت احوال

نه عزیزم نداشتیم کلا ثبت احوال شهرای مختلف کارشون متفاوته . دختر خالم چهارسال پیش میخواست ایم دخترشو بزاره فاطیما ..رامسر ..قبول نکردن رفت رشت واسش شناسنامه گرفت ..اونجا قبول کردن

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من چه کمکی از دستم برمیاد در خدمتم. والا اونیکه گفتم خواهرم تنی نیس زیاد در ارتباط نیستم فقط میدونم ...

فقط یه عکس از اول شناسنامه میخام که ببرم ثبت احوال نشون بدممم تا قبول کنم بتونم بذارم

شما ک کاراموزین قشنگ‌میتونین از کپی شناسنامشون عکس بگیری

خواهش میکنممم توزوخدا به حق این ماه یه کمکم بکن 

دلم آروم‌بشه بابت اسم 


خدا حال همه رو خوب کنه..
فقط یه عکس از اول شناسنامه میخام که ببرم ثبت احوال نشون بدممم تا قبول کنم بتونم بذارم شما ک کاراموز ...

باشه حتما خوشحال میشم کمکتون کنم رو چشمم بمحض پیدا کردنی دریغ نمیکنم 

لطفا برا شادی روح خواهرم و پدرم با دلهای پاکتون صلوات بفرستید خدا هیچگاه داغ عزیزی رو بهتون نشون نده    عمر گرون گذشت نفهمیدم بعضیهایی که روم میخندن صرفا دوستدارانم نیستن دشمنن با سلاح خنده
من منظورم اِلوین هس

میدونم عزیزم .اون آلوینه

♪من فقط عاشق اینم ،وقتی از همه کلافم ، بشینم یه گوشه دنج ، موهای تو رو ببافم♪عاشق اون لحظه ام که ، پشت پنجره بشینم  ، حواست به من نباشه ، دزدکی تو رو ببینم♪من فقط عاشق اینم ، عمری از خدا بگیرم♪انقدر زنده بمونم ، تا بجای تو بمیرم 
والا من چهارماه پیش یه شهر دیگه شناسنامه گرفتم . حیف خونه نیستم وگرنه عکس شناسنامه پسرمو میدادم . مح ...

خیلی عجیبه. معمولا حتی اجازه نمیدن منطقه رو تغییر بدی چه برسه به شهر

کریستین بوبن نویسنده مورد علاقه من تو کتاب دیوانه وار می‌گه هنر اصلی هنر فاصله هاست. زیاد نزدیک به هم می سوزیم. زیاد دور از هم یخ می زنیم. باید جای درست را پیدا کنیم و همان جا بمانیم.برای من عجیبه ما معتقدیم به دوری و دوستی ولی اصرار به ازدواج داریم. بله فرار از تنهایی نیاز به حس امنیت و یک رابطه جنسی مستمر و سالم و در نهایت فرزند آوری هست ولی باید به این جنبه هم فکر کرد که چقدر دوست داشتن واقعی را با عادت کردن به ف*اک دادیم؟ حسابش را کردیم که چقدر استعداد خصوصا زنان به تبع ازدواج از بین رفته؟ حسابش رو کردیم که چقدر آدم مهاجرت تحصیل تو بهترین دانشگاه ها شغل در یک شرکت بین المللی و یا دنبال کردن هنر و کار مورد علاقه رو گذاشتن پای این حضور همیشگی کنار هم ؟ پس اگه زندگی شما از عشق ناب به عادت رسیده اگه ازدواج شما چیزی شبیه به توقف پروژه توسعه فردی بوده اگر برای رشد یک نفر باید جای پایش روی شانهء له شده دیگری باشد اگر فارغ از فشار خانواده و دید جامعه و قانون آدم ثروتمند و قدرتمندی بودید انتخاب شما در این لحظه دیگه همسر شما نیست باید بگم چیزی شبیه به مرگ تدریجی رو تجربه می کنید. برای دوباره عاشق شدن و عاشق موندن تلاش کنید به طول زندگی فکر نکنید مهم نیست چند روز و چند سال کنار هم هستید به عرضش فکر کنید به اینکه از لحظه لحظه ی زندگی کنار هم لذت بردید یا نه برای من خیلی عجیبه آدم ها از خیانت می ترسند اما از عادت نمی ترسند آدم مگر چند بار زندگی می کنه که بیست سی چهل سال رو با کسی بگذرونه که لاجرم باید با اون باشه دوستش نداشته باشه و مثل یک کارمند مثل یک هم‌خانه باهاش ادامه بده.
چقدر دوستان مسخره بازی در میارن الان اِلوین چه ربطی به اَلو داره؟؟ چه ربطی به اُلویه داره یه ذره ف ...

ما به فکر خودشیم، اسمی نذاره ک دو روز دیگه بقیه مسخرش کنن

حالا صد هم با معنی و خاص

هرچیزی خاصش قشنگ نیس

باید همه چیز رو در نظر گرفت

اصلا باشه بابا شما بافرهنگ

بحثتونو با آدمای احمق اینجوری تموم کنین:تو ن شعورشو داری قانع بشی و نه سوادشو داری ک منو قانع کنی😁
منتظر باشم پس اجی؟؟؟؟؟

بله

لطفا برا شادی روح خواهرم و پدرم با دلهای پاکتون صلوات بفرستید خدا هیچگاه داغ عزیزی رو بهتون نشون نده    عمر گرون گذشت نفهمیدم بعضیهایی که روم میخندن صرفا دوستدارانم نیستن دشمنن با سلاح خنده
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز