2789
کاری به پز اولش ندارم  به خونه کنار برج میلادم ک ربطی به پستت نداشتم کاری ندارم ولی عایا ایفو ...

منم روش قفلم🤔گفتم شاید مخ من ارور داده

🍷جام لبریزم، به دست رعشه دار افتاده ام 🍷

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اگه دوست داشتین بیاین بزارید خونه ما..

خونه ما ولنجک هست..

۱۰۰۰متر فقط صحن حیاط داره خونمون..

۱۰تا ماشینم پارک هست توی حیاط ..بازم کلی جا داره...🤣🤣🤣

فقط مراقب باش ماشینتو به پورشه بابام نزنی که ناراحت میشه عزیزم😘

اگه خواستی بیا میتونی خونمون رو ببینی..

بدون حق ورودی!🤣😁😁😁😁

استارتر درتونم خودش بازمیشه یا پیاده میشید کلید میندازید

جوکر:من یه همسر داشتم زیبا بود...کسیکه بهم میگفت من خیلی نگرانتم؛همیشه بهم میگفت بایدبیشتر بخندم...قماربازی میکرد ویه عالمه هم بدهی بالااورده بود...طلبکارها صورتش رو خط خطی کردن،ماپولی برای جراحیش نداشتیم نمیتونست تحمل کنه...من میخواستم دوباره لبخندش رو ببینم،فقط میخواستم بدونه زخمهاش اهمیتی برام نداره پس یه تیغ گذاشتم توی دهنمو اینکارو کردم...میدونی بعدش چیشد؟اون نتونست منو اینجوری ببینه!ترکم کرد...قضیه برام بامزه شد..."حالا همیشه میخندم"
@nazaniiiin   عزیزم بیا ببین پولدارام دغدغه دارن

هيچي نگو خوابه داره شلنگ تخته ميندازه هيسسسس😐

خدایا شکرت... دیدین خدا بالاخره بغلمو با دستاش پر کرد؟ امضای قبلیم: خدایامیشه بغلمو با دستات پر کنی؟ آخه مامانم میگه: دستای خدا به لطافت نوزاد تازه متولد شدس❤

وای باز زکیه اومد 😂😂الهی قربونت بشم همونجور که گاز میدی بیا تو حیاط خونه ما پارک کن . قبل اینکه بی ...


عاشقتم

 « فقد ملئت بطونکم من الحرام و طبع علی قلوبکم شکم‌هایتان از حرام پر شده و بر قلب‌هایتان مُهر خورده است.»  امام حسین علیه السلام

فقط بگوچرااسم کاربریت زکیه اس اخه من اسمم زکیه اس اصن خوشم نمیاد

لیلیزمانه سابق هستم که ترکیدم  نی_نی_یار جون عمت قبل ازترکوندن هشداربده گوسفندم بخوای سرببری قبلش آبش میدی این دفعه برم دیگه نمیاماگفته باشما  
هيچي نگو خوابه داره شلنگ تخته ميندازه هيسسسس😐

خوبی؟

تست زدی؟

جوکر:من یه همسر داشتم زیبا بود...کسیکه بهم میگفت من خیلی نگرانتم؛همیشه بهم میگفت بایدبیشتر بخندم...قماربازی میکرد ویه عالمه هم بدهی بالااورده بود...طلبکارها صورتش رو خط خطی کردن،ماپولی برای جراحیش نداشتیم نمیتونست تحمل کنه...من میخواستم دوباره لبخندش رو ببینم،فقط میخواستم بدونه زخمهاش اهمیتی برام نداره پس یه تیغ گذاشتم توی دهنمو اینکارو کردم...میدونی بعدش چیشد؟اون نتونست منو اینجوری ببینه!ترکم کرد...قضیه برام بامزه شد..."حالا همیشه میخندم"
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792