2777
2789
عنوان

کمکم کنید

134 بازدید | 22 پست

بعد زایمان بخاطر کارهایی که مامانم تو بیمارستان و بعدش کرد افسردگی گرفتم(تو تاپیکهام هست) بهتر شده بودم ولی حس میکنم باز اونده سراغم...همش هم بخاطر مامانمه...اصلا به فکرم نیست دوستم نداره...خیلی ناراحتم خیلی واحساس تنهایی میکنم ..بقیه رو میبینم ماماناشون چقدر هواشونو دارن حسودیم میشه..مامانم همش با زبون تند و تیزش ازارم میده هر سری میرم خونش ناراحتم میکنه همونجا به خودم قول میدم نرم دیگه ولی من کسی رو ندارم باز میرم اونجا و باز ناراحتم میکنه...فردا داییم مهمونی داره هنه رو دعوت کرده مامانم و خالم عید مفصل دعواشون شد و حالا فردا خالمم میاد ولی من خجالت میکشم برم خاله مو ببینم...رفتار مامانم میدونم زشت و زننده بوده..میترسم باز اونحا دعواشون بشه...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

تو دعوای مامان و خاله ات که خودتو دخالت نده اصلا  تو باهاشون مثل همیشه باش  تاپیک قبلتو ...

دخالتم بخوام‌ ندم اگه بخوام با خاله ام حرف بزنم مامانم حالمو میگیره و الم شنگه راه میندازه

اشکمو دراورد فقط بخاطر اینکه گفتم برو خونه استراحت کن خواهرشوهرم هست پیشم..‌زنگ‌زد فحشم میداد 

وا.خوب محبت کردی.حق داری ناراحت باشی ولی تو بخاطر اینکه مادرته احترامشو داشته باش

امیدوارم مشکلت حل شه

بعد عزیزم اکثرا این مشکلا رو کم و بیش دارن.سعی کن با سیاست از کنارشون رد شی.برا ارامش خودت گلم

فردا هم برو اگه دیدی چیزی شده فقط سعی کن با حرف خوبو اروم به مادرت ارامش بدی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز