لطفا راهنماییم کنید من تازه ازدواج کردم دو سالو نیمه بچه هم ندارم دیشب رفته بیرون ساعت هشت و ساعت ده اومده گفتم کجا بودی گفته روغن موتور عوض میکردم دعوا بالا گرفته و رفته بیرون گوشیش مونده نگا کردم دیدم حقوقشو زدن از اون کارت به کارت دیگه انتقال داده من میتونم با این مرد زندگی کنم
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
اصلا راز دار خوبی نیست بهش گفتم که این حرفو به هیچ کس نگو راز من بین منو تو بمونه رفته به پدرش کفته وقتی رفته بودیم خونه شون باباش بهم گفت منم اونقد خجالت کشیدم
میدونی چرا؟ به خاطر این که برای هرچیزی که بهت میگه یا دیر میاد غر میزنی یا عکس العمل نشون میدی اونم ...
منم شوهرم اینشکلیه منتهی من اصلا اهل غر زدن نیستم کارت هدیه ای رو که هم از سرکار بهشون داده بودن قایم کرده بود خیلی ناراحت شدم .کلا همه جی رو از من قایم میکنه فقط میگه پول نیست نیست نیست .بعد بگو بریم سفر چنان همه چی رو مهیا میکنه بیا و ببین .منم خسته شدم از این کاراش .هیچی رو به من نمیگه منم هیچ انگیزه ای واسه پس انداز و ساختن زندگی ندارم .من باهاش دوست هستم اون نه
بابا بزرگ مهربونم دلم برات یه ذره شده. دلم واسه قصه هات واسه اون تن صدات تنگ شده. بابا بزرگ قشنگم واسه بقلت واسه اون ته ریش سوزنیت دلم یه عالمه تنگ شده.دلم واسه اون حس آرامشی که وقتی موهامو میبافتی تنگ شده. میشه یه صلوات واسه شادی روح بابابزرگم بفرستید ده ساله بی قرارشم نیست پیشمون