سلام خانما
دلم خیلی امروز گرفته.با اینکه سونوی وزن گیری جنین رفتم و خداروشکر دکتر گف اوضاع خوبه
کلا سر جمع یک ماه و نیم در بهترین حالت به زایمانم مونده ولی باورتون میشه هنوز سیسمونی نداره بچه م؟
مامانم گفت میخوام خودم بدم. گفتم ممنون.باشه!
برخلاف خواسته ی شوهرم ک هی میگفت من خودمم میخوام باشم برای خرید .به زور دعوا و بحث و گریه بهش فهموندم مامانم خودش قصد داره بخره و بعنوان هدیه بده و فقط وسایل ضروری رو گفته میخره .در حد چند ماه اول نوزادی.گفتمش اگر راضی نیستی بگو ک بهش بگم خودمون تهیه میکنیم ک خودتم باشی. خلاصه راضی شد.
الان ک اخراشه مامانم وامش هنوز جور نشده و شوهرمم حرفاش یادش رفته. اعصابم خیلی خرده. از اینور دوباره باید با شوهرم بحث کنم. از اونورم نمیدونم چه کنم با مادرم. اخه خودمم خیلییی استرس دارم طوریکه تبخال زدم تو خواب!
بچه ها حالم خیلی بد و گرفته س. این سیسمونی هم شد بلای جون من. خدا منو بکشه
بگید چه کنم؟
مامانم تا چیزی بهش گفتی ناراحت میشه و اعصاب خوردی دارم
کلا نه با شوهرم میشه درست حرف زد نه مامانم
مامانمم کلا از قبل تر از شوهرم ناراحته و زیاد به دلش نیست رفتاراش.