خانوما سلام منو عشقم س ساله باهمیم و خانواده ها کامل در جریانن غیر از بابای من ک مخالفه و میگ واست بهتر از اینا هس و قبول نمیکنه😔
یبار اومدن خاستگاری و بابام حتی نزاشت بیان خونمون اون موقه عشقم کار نداشت
الان میره سرکار و موقعیتش بهتر شده خودمون باهم یخورده پول جم کردیم و گذاشتم روهم تو کارت من ب عنوان پس اندازمون بعد از ازدواج
از ی طرف الان ک میخاد بیاد خاستگاری چون قراره باباش خرجو بکشه همش باباش میگ الان تو ای اوضاع نمیتونم و پولی ندارم ولی خب واسه دوتا داداشای دیگش خوب پول داشت و فقط بین عشق منو و اونا فرق میزاره😔😔
همش غصه میخورم همش میگم ینی چی میشه
انقد علی ساده اس برداشته راجب پولایی ک داریم ب عنوان پس انداز با مامانش حرف زده بهش گفتم چ دلیلی داره مسائل خصوصی مارو ب اینو واون بگی بعد گف میخاسم تورو بزرگ کنم جلوش ک بفمه چ دختری هسی ک هنوز وارد زندگی نشده پس انداز جم کردی واسه خودمون😔
بعد میترسم باباش بفمه جریان پولارو و بخاد از علی ک خودش نصف خرجو بده و منم ب شددددددت مخالفم با این مورد چون پولای منم هس نصفش و اینارو فقط ب شرطی گذاشتم مشترک بشه ک پس اندازمون باشه بعد زندگی😔