2777
2789
عنوان

دلنوشته...

| مشاهده متن کامل بحث + 289 بازدید | 20 پست

بنطرم راضیش کن .... چون اولا که خواست اون گناه و عذاب وجدان تو رو کم نمیکنه

بعدشم مطمئن باش چون قلبا راضی نیستی به انداختنش

اگه بندازی تااخر عمرا داعون میشی .ارامشت میریزه بهم عزیزم

خداجونم کوچولوم روسالم بهم رسوندی ...😍😍کمکم کن جوری تربیتش کنم که خودت ازم راضی باشی خداجونم تک تک لحظات شیرین بارداری رو برای همه ی منتظرها از ته دلم آرزو میکنم ....❤❤خدایا دامن همه ی منتظرهاروبه زودی سبز کن ... الهی آمین .... 

بچه ات را سقط نکن نکبت وبدبختی میاد توی زندگیت تا آخر عمر عذاب وجدان ولت نمیکنه وبدبختی پشت بدبختی توی زندگیت رخ میده (من تجربه اینکارو دارم این حرفا را جدی بگیر) 

بگو ای کافران. من نمیپرستم آنچه شما میپرستید. با افتخار عاشق امام حسین (ع) هستم. و دست گداییمو فقط در خونه اربابم دراز میکنم. 

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

بچه ات را سقط نکن نکبت وبدبختی میاد توی زندگیت تا آخر عمر عذاب وجدان ولت نمیکنه وبدبختی پشت بدبختی ت ...

دو تا از دوستام هم همینو بهم میگن..... خودمم از عواقبش می ترسم... می دونم عذاب وجدان ولم نمی کنه...اما تنهام..خیلی...


دو تا از دوستام هم همینو بهم میگن..... خودمم از عواقبش می ترسم... می دونم عذاب وجدان ولم نمی کنه...ا ...

بخدا تنهاتر میشی این گناه بزرگ را نکن تنهاتر میشه بدبخت تر میشی. من شدم. افسرده وتنها تر شدم. تو عبرت بگیر از من

بگو ای کافران. من نمیپرستم آنچه شما میپرستید. با افتخار عاشق امام حسین (ع) هستم. و دست گداییمو فقط در خونه اربابم دراز میکنم. 

حدود ده دوازده روز پیش رفتم سونو ... قلب بچه تشکیل نشده بود.

از چندروز بعد هم لکه بینی شروع شد و جمعه سحر بچه سقط شد... 

نمی‌گم یه بچه خاسته بود و من الان خیلی غصه میخورم!!!!  اما از اینکه همسرم اینقدر نسبت ب افتادنش ... درد کشیدن من... بی تفاوت بود دلم گرفته... بالاخره بچه بود‌‌.... می تونست آینده داشته باشه


اما اینقدر تو همین مدت کوتاه منو اذیت کرد و حرص داد تا بالاخره ....


خیلی دلگیرم.... خییییلی...




از ته دلم حس می کنم حسی بهم نداره.... بارها ازش خواستم تو رابطمون تجدید نظر کنیم... اما هر دفعه فقط بهونه میاره و میگه اینا توهمات تو است و الکی شلوغش نکن

اما بعد از این ماجرا.... وقتی نصفه شب دید من دارم درد می کشم.... خیلی بی تفاوت اومد و گفت:کاری از من برمیاد؟؟؟

آخه اگه مردی زنشو دوست داشته باشه اینطوری برخورد می کنه!؟؟؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز