2777
2789
عنوان

خسته شدم ازتهمت های نامزدم بدی هاش...

3282 بازدید | 213 پست

بچه ها خیلی خسته شدم دیگه نمیدونم باید چیکار کنم بزارین اول در مورد خودم بگم من19سالمه یه بار عقد بودم طلاق گرفتم و الان با مردی30ساله عقد کردیم الان6ماه میگذره و اصلا تفاهم نداریم تاپیک های قبلیمو مرور کنین میفهمین مشکلم چیه چون سخته باز از ادل توضیح بدم نامزدم خیلی بچه ننس فقط با حرفای خانوادش زندگی میکنه و هرچی حرف بینمون ردو بدل میشه میره به خانوادش میگه بی نهایت خسیس هست یه چیزی که ازش میخوام حتی کوچیک میگه پول ندارمو تو درکم نمیکنی فک نمیکنی شاید نداشته باشم یه مدت پیش من خونشون مهمون بودم( راهمون دوره وقتی میرم خونشون چن روز میمونم )

بعد با مادرش رفتیم خونه خالش مامانش از اونجا رفت خونه دوستش منم یکم نشستم بعد هوام سرد بود من شوهرم بهم پول نداده بود که بتونم سوار ماشین بشم و خالش هی میگفت بزار برات اسنپ بگیرم برو اما تو کیفم هزارتومنم نداشتم از خجالتم نتونستم بگم پول ندارم گفتم نه پیاده میرم اونشب برگشتم خونه به شوهرم گلایه کردم که از عید قربان یه شالم نگرفتی چیزی نگفتم اما حداقل کاش پول ماشین میدادی  مجبور نمیشدم اون همه راه پیاده بیام و باز هم برگشت گفت من کلی قرض دارم(من اطلاعی ندارم به کی و کجا قرض داره اما همیشه میگه قرض دارم پول ندارم) اونشب یکم بحث کردیم منم گفتم اگه میدونستی نمیتونی مسئولیت پذیر باشی کاش ازدواج نمیکردی منکه برگشتم خونه ی خودمون بهم اس داد من همه چیو به خانوادم گفتم قراره بیاییم با بابات صحبت کنیم منم یه عالمه ناراحت شدمو یه هفته گوشیمو خاموش کردم اما اصلا یه بارهم سراغمو نگرفت بعد یه هفته با مامان باباش اومدن و کلی منو مقصر کردن(شوهرم یه آدم بسیار بسیار شکاک هست و چندبار بهم تهمت زده بود تو به برادرم نظر داری و باهاش دوستی و بهم پیگفت با نامزد قبلیت در ارتباطی بیرون که میری زیاد دروبرتو نگاه میکنی)من اون حرفاشو به پدرش اینا گفتم و پدرشوهرم با تمام پررویی جلوی همه دراز کشید و ادای خوابیدن منو در آورد گفت چون تو بیحجابی این بخاطر همون بتو تهمت زد که با برادرم در ارتباطی و مودرش گفت نیاز به پول نداشتی که ما اون راه هارو پیاده میریم همیشه بعد من یه مدت قهر کردم چون واقعا از حرکت پدرو مادرش خیلی ناراحت بودم بعد نزدیکای یلدا آشتی کردیم نامزدم گفت بریم برای یلدا پوتینو پالتو بخریم منم نرفتم گفتم نمیخوام


شب که میشود شروع میشوند ای کاش های من

اخه قبلا بهم گفته بود هرچی خونه ی بابات داری باید اونارو بپوشی...تو خونشون که مهمون میرم خواستم دوش بگیرم گفتم شامپو نیس میشه برام بخری گفت من پول ندارم تو منو درک نمیکنی خیلی خسته شدم دیگه کاملا از چشمم افتاده نمیدونم چیکار کنم تورو خدا ببخشین زیاد شد تازه خلاصه کردم و خیلی چیزارو نگفتم بگین کی گناهکاره کمکم کنین😢

شب که میشود شروع میشوند ای کاش های من

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

چرا انقد زود ازدواج کردی اخه اونم با مرد 30 ساله

تیکر هدفمه حامله نیستم.تویی که داری این امضا رو میبینی...آره خود تو   یه لبخند گشاد بزن اینجوری  آفرین الاان خوشگل شدی   دیگه نشینی غصه بخوریا همه چی درست میشه...   

دختر فرار کن از این .بری تو زندگی بدبخت‌میشی.خودش قبلا ازدواج کرده بوده؟

وزن اولیه۹۴ وزن الانم ۸۲ وزن هدف ۶۵...من تا عید یه خوشگل خوشتیپم...کربوهیدرات نشاسته نمی خورم...من ۷۷ کیلو شدم.من تا خرداد میشم ۷۰

فقط طلاق 

عمرت رو پای چنین ادمی نزار

من همیشه به کارنامه‌ام با این دید نگاه میکردم که عیب نداره نوزده برادر بیستِ،🤗هجده خواهر نوزدهه🙃، هفده داداش ناتنی هجدهِ☺، شونزده آبجی کوچیکِ هفدهِ🙂، همینجوری پیش میرفتم تا اینکه😮یه بار چاهار و نیم شدم😥حساب کردم دیدم میشه نوه عمه ی پسر خاله ی ۲۰😕😂😂
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792