من یه نفرو خیلی دوس دارم
خیلی زیاد
بچه هم نیستم که معیارام الکی باشه واقعا میخوامش اونم منو میخواد
ولی خانواده ها مخالفن
خانواده اون ( مادر و خواهرش ) خیلی زبون دارن و مغرورن
چون بی افم موقعیت اجتماعی عالی داره اصطلاحا دماغشونو بالا گرفتن , البته من و اون از صفررررر شروع کردیم وقتی که دانشجو و بیکار بود تا الان که ماهانه بالای 20 میلیون درامد داره
خودش همیشه میگه اگه تو کنارم نبودی به هیچی نمیرسیدم همدلی و محبت و مهربونی تو کمکم کرد
خیلی از کاراشو پیگیری میکردم, بهش انگیزه میدادم و خیلی چیزای دیگه
ولی خانوادش اینارو نمیبینن.... البتههههه خانواده منم 100% مخالفن و دلایلی دارن...
الان میخوایم دوباره با خانواده ها حرف بزنیم, من از خودش 10000000% مطمئنم ولی رو خانوادش خیلی شک دارم
چون من خیلی حساسم میترسم بعدها نتونم این پررویی و زبون خواهر و مامانشو تحمل کنم, اینو میگم چون تو جلسه خواستگاری چنان معرکه ای بپا کردن ما شوک بودیم
از یه طرفم نمیخوام حسرت ب دل بمونم چون واقعا دیوونشم اسمش میاد از دلتنگی اشکم میاد نمیتونم فکر کنم کنار کسی دیگه باشم, میترسم خدایی نکرده با کسی دیگه ازدواج کنم و کارم به خیانت بکشه بعدا....
بنظر شما چیکار کنم؟ رو خواستم پافشاری کنم یا نه؟