2789
چجوری بایدنوشت ک ابی بشه

بدون فاصله 

دفتر خاطرات 6 سال قبلمو پیدا کردم :) همش نوشتم کاش من و علی تا آخر عمر با هم بمونیم :|                  حالا نموندنمون هیچ :(          چرا هر چی فکر میکنم یادم نمیاد علی کیه ؟  :/

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


خيلي لاغر شده بودم همه وقتي منو ميديدن ميگفتن چرا اينجوري شده نكنه نامزدت خوب نيست فأميل هم ميگفتن وضع شوهرت كه خوبه چرا عروسي نميگيرين خبر از دلم كسي نداشت   يه روز كه پدر شوهرم واسه امام حسين نذري داشت با احسان رفتم خونه پدر شوهرم با اين كه اصلا دلم نميخاست ببينمشون خواهر شوهرم هم چند ماهي ميشد نديده بودم بهم گفتن داداشمون رو تحويل گرفتي نميزاري بياد

عجله نکن تا صبح اینجایی 😂

جدی؟خیلی طولانیه مگه؟خوابم میاد ولی ممکنه بترکه تاپیک😩😩😩😩

جنگل رو به فنا بود ولی درختها هنوز به تبر رای میدادند چون تبر درختان را قانع کرده بود که او هم یکی از انهاست زیرا دسته او هم از چوب بود..

هخانم بهش برخورد وپاشد رفت رفت با خواهراش نشست در گوشي حرف زدن ديدم كلا رفتارشون باهام عوض شد خواهر شوهرم گفت هر وقت مياي اينجا يا سرت تو گوشيته يا واسه كار نكني خودتو با بچه ها سرگرم ميكني من كه هر وقت ميومدم هم ظرفا رو ميشستم هم أگه كاري بود كمك ميكردم خيلي ناراحت شدم احسانهم با برادرش رفته بود بيرون من تنها بودم بعش زنگ زدم زودتر بيا منو ببر خونمون

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز