ی خانمی بود گفتش ام اس دارم تو دبیرستان متوجه شده بود بیماره تا اخر عمر باید دارو میخورد بچه دار نباید میشد چون بیماریشو تشدید میکرد ولی ی اقایی حاضرشد با این شرایط باهاش ازدواج کرد میگفت اگه درمان نکنم دیدم کم میشه و راه رفتنم می لنگم ولی الان تحت درمان بود هیچ مشکل خاصی نداشت مثل افراد طبیعی بود همینقد میدونم