من داستان کل زندگیم رو اینجا گفتم که پسر عموم میخواستم ولی من یکی دیگه رو دوست داشتم و تا جایی پیش رفتم که قرار بود بعد محرم صفر عقد کنیم خالا میگه نمیخوام بگین من چیکار کنم واقعا دارم روانی میشم من تمام امید هام نا امید شده جلو همه زشت شدم خیلی التماسش کردم حتی گفتم به پات میوفتم ابروم نبر من به خاطرت هر کاری کردم ولی میگه نمیخوام شرایط ازدواج ندارم میگم تو امدی من که نگفتم بیا میگه اشتباه کردم چیکار کنم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
انقدر خودتوکوچیک نکن غرورداشته باش بره گمشه لابد لیاقتتونداره
من همه زندگیم همه ادمای دورو برم رو زیر پا گذاشتم به خدا خودش امد من رفته بودم با پسر عموم ازمایش خون خودش امد خودش گفت میخوامت گفت تو بر گرد خودش مامانش و خواهرش فرستاد من دارم له میشم