بچه ها یه راهکار بهم بدین که بدجوری دارم میسوزم
شوهر من بشدت ادم حسودیه خیلی خیلی حسودو بچه س. معتقده ادم که زن گرفت زنش دیگه تمام و کمال برای خودشه و خانواده ش دیگه هیچ حقی ندارن که دخترشونو ببینن و این باورم از زندگیه پدرمادر خودش داره چون مادربزرگ خودش ینی مادر مادرش دخالت میکرده مامان بابای اینم ب مشکل خوردن و جدا شدن
الان ما یه شهردورزندگی میکنم ینی از خانواده م خیلی دورم و اگه ماهی یه هفته یا دو ماه یه هفته برم بهشون سربزنم یا اونا سالی یه بار بیان
الان ب گوشم رسیده رفته پیش خانواده ی خودش گفته مامانش جادوگره مامانش بین ما رو بهم میزنه همش میکشوندش اونجا همش حرف یادش میده درحالیکه اصلا همچین چیزی نیست الان من چیکار کنم توروخدا اعصاب نمیذاره واسم با این بچه بازیاش ??
اون میخادهمون یه هفته در دو ماه هم من نرم اونجا واسه همین هزاران کیلومتر دورم کرده ازشون