2777
2789
میدونم ...اینا واسه بعد دعواس...گفتی اولش رازمو گفتم اونم فاش کرد

اره ...یه جریانی بود که من احمق  رفتم بهش گفتم .راستش یه نفر از طریق دوستی میخواست بهم نزدیک شه و دوست شه باهام منم همین که متوجه شدم  برخورد کردم باهاش بشدت  ...و خواهرم پیش اون شخص کار میکرد اون شخص اخراجش کرد  منم که اینو براش تعریف کردم رفت به اون یکی خواهرم گفت و گفت میخواسته باهاش دوست بشه بخاطر این منو اخزاج کردن الکی ابرومو برد که من به خواهرم زنگ زدم گفتم دروع میده جریان اینه 

گاهی خداوند فرشته هاش رو میفرسته برا بنده هاش فرشته منم دخترمه

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

درسته که دستت بی نمک بود

ولی همهء این حرفارو به روی خودشون بیار و قطع رابطه کن...کارایی که واسشون کردی، دعواهایی که اونا شروع کردن، اینکه طرفداری خواهر اولیتو کردی ولی حالا اون پشتتو خالی کرد

درسته که اینا میشه منت ولی اشکال نداره، سر کسی که قدر نمیدونه باید منت گذاشت...حالا اینا به کنار شما سه تا خواهر حداقل یه کدومتون مامانتون‌و تو شهر خودتون تنها نمیذاشتین و پیشش میموندین، چیه همه جمع شدین یه شهر دیگه😐 خدا خیر بده برادرتونو حداقل اون تو شهر خودتون پیش مامانتون موند

🖤

نه  چون زورش گرفته

عزیزم شماها خواهرید نباید اینقد کینه داشته باشین خواهرایرمن  عشقن هممون جونمونو واسه هم میدیدم ولی یموقعا با خواهرم ک دوتامون مجردیم دعوامون میشه در حد بیشعور و کثافت یک ساعت بعدش اشتی میکنیم ولی یبار  خواهر بزرگن ک فاصله سنی دخترش با من زیاد نیست بخاطر  دخترش ک مقصرم بود اتیشم زد  چن مدت پیش نامزدی دخترش بود بهش گفتم بیا عکس بگیریم پاچمو گرفت وای نمیام همش باید باهمه عکس بگیرم منم ناراحت  شدم چن رز بعدش اومدن خونمون منم سرسنگین بودم باهاش خواهرم تیکه ای انداخت بهم تحقیرم کرد تا فرداش گریه میکردم خردم کرد ولی الان میگم بیهیال خواهرمه نمیشه قهر کنم کینه داشته باشم خوبیم زیاد داره شما هم خواهرین اشتی کنین نباید بذارید شوهراتون متوجه بشن خواهر  بزرگترم حق داره بین  شماها گیر افتاده  

درسته که دستت بی نمک بود ولی همهء این حرفارو به روی خودشون بیار و قطع رابطه کن...کارایی که واسشون ک ...

یه خواهر دیگه دارم شهر مامانم .شهر مامانمم که بودیم یکش شون اهواز بود من واون یکی دیگه ابادان مامانمم رامهرمز .برادرم بدتر از خواهرامه 

گاهی خداوند فرشته هاش رو میفرسته برا بنده هاش فرشته منم دخترمه
عزیزم شماها خواهرید نباید اینقد کینه داشته باشین خواهرایرمن  عشقن هممون جونمونو واسه هم میدیدم ...

عزیزم کاش بهم بگفت بیشعور کثافت ولی گفت بچه ات حرومزادهه اسم اورد وتهمت به منم زد .سرکوفت ده سال بچه دار نشدن رو بهم زد گفت ذاتت کثیفه بعد اون همه کار الانم خواهر اولی پشت منو خالی کرده چسبیده به اون فقط از خدا میخوام ضربه بخوره ازش 

گاهی خداوند فرشته هاش رو میفرسته برا بنده هاش فرشته منم دخترمه
خواهر بزرگه هم پشتشه میگه اون کاراشو کرده بخاطرش منو از خونش بیرون کرده حالا قبلن دشمن خونی بودن ها ...

عزیزم خواهر اولیه کمی ساده س خواهر دومی خیلی رماله بخاطر همین سر دوتاتون کلاه میزاره هردوتنو رو گول میزنه

هردو عالم فدای پدرومادرم.خیلی دلتنگتون هستم.چرا منو تنها گذاشتین.من الان نیاز به بودن در کنارتون دارم.حالا که قرار بود منو تنها بزارین چرا تصمیم گرفتین که من رو بوجود بیارین،منو وارد دنیایی کردین که بعد ازشما تنها باشم.غم نبودنتون روی دلم سنگینی میکنه.خیلی دوستون دارم.همیشه بیادتون هستم حتی با یه صلوات
عزیزم خواهر اولیه کمی ساده س خواهر دومی خیلی رماله بخاطر همین سر دوتاتون کلاه میزاره هردوتنو رو گول ...

دقیقن 

گاهی خداوند فرشته هاش رو میفرسته برا بنده هاش فرشته منم دخترمه

بیخیالشون شو اینقدرم نقطه ضعف نشون نده در مقابله باهاشون کلا در مقابله با هر کس نقطه ضعف نشون بدی دوراز جون هار میشه فکر میکنه ازش میترسی.

اون روز منو خواهرم بحثمون شد از در خونه مامانمم اومد منو دید خواست سلام نکنه چون اون بزرگتره رفتم بغلش کردم بوسشم کردم و تموم ولی دیگه دستم اومد که ما سر فلان نوضوع بحثمون ممکنه بشه دیگه حواسم هست بعد چون خواهرم عصبیه کلا زیاد باهاش نباید قاطی شد چون یهو قهر میکنه با همه همینطوره پس منم مواظبم‌

بیخیال کلش آشتی میکروی رابطه رو سریع برقرار نمیکردی.

من الان با خواهرم آشتی کردم میگفت دخترمو بفرستم خونه ات هیچی نگفتم.دوست ندارم چون اگر کوچکترین اشتباهی بشه دعوا راه مینندازه و قهر میکنه پس جنگ اول بهتر از صلح آخر.پس من قبول نکنم بهش بر بخوره بهتره تا قبول کنم کلی هم زحمت بکشم شوهرمم راضی نیست اون هر روز بیا  پیش من هرچی باشه دخترش کوچیکم نیست ۱۷ سالشه خونمون کوچیکه شوهرمم معذبه.حالا این وسط اون هی بره بیرون بیاد من بگم سر وقت برو و بیا (جلو شوهرم زشته جلو در همسایه )اونم میره ۲تا اضافه میکنه میزاره کف دست مامانش قهر میکنه بیا درست کن حوصله ندارم

برای سلامتی داداشم تو رو خدا دعا کنید
اتفاقا خواهر که دشمن بشه زخمی که میتونه بزنه غریبه نمیتونه بزنه و نکته بدش اینجاست که مجبوری لا ...

دقیقا... ادم  کلی جلو مادرشوهر اینا ضایع میشه.. 

خیال روی کسی در سرست هر کس رامرا خیال روی کسی کز خیال بیرونست 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز