خیلی خسته ام اصلا ارامش ندارم
وبدتر از همه به همه خوبی میکنم اما یه دوست ندارم.تو خونه ی خودمون جایی برام نیست مادرم تیکه تیکه ام میکنه نه خواب دارم نه ارامش
دست بزن داره عصبی میسم دیگه تا باهاش حرف میزنم و داد و بیداد که همه میفهمن
واقعا کسیو ندارم که باهاش حرف بزنم مجبور شدم بیام اینجا