سلام دوست صميميم گفت قراره با دوستاي ديگم بريم مسافرت يه روزه تو هم بيا اگه ميخواي منم قبول كردم منم اون جمع ميشناختم
بعد دو روز بود داشتيم هماهنگ ميكرديم كي بريم ولي مشخص نشده بود روز دقيقش
بهش زنگ زدم كجايي گفت با بچه ها اومديم مسافرت گفتم كيا هستن اسم همه ي اونايي كه قرار بود برن گفت فقط من نبودم تقريبا ده نفر
گفتم منم قرار بود بيام گفت يكدفعه اي شد گفتم فقط واسه من يدفعه اي شد؟؟گفت شرايط نبود
😐بعد من حساب كردم ديدم توي ماشين جا نبوده واسه همين بمن نگفته
من همه تصوراتم ريخت بهم ما عين خواهر بوديم با اين كارش خيلي بهم برخورد دلم شكست
اخرم بهم گفت مگه من وظيفه دارم همه جا ببرمت چ پرتوقعي گفتم خودت بهم گفتي اصلا بحث سر اومدنم نبود از كارت ناراحت شدم كه همه رو خبر كردي بجز من بعدم گفت خستم كردي و بحثمون شد دوستيمون براي هميشه تموم شد
ما هميشه همه جا باهم بوديم دوستاي ديگه اش قديمي تر بودن ولي ما خيلي صميمي بوديم عين خواهر هر روز پيش هم بوديم تو جمعاي فاميلي همه جا ولي بقيه رو بمن ترجيح داد
شماها بوديد ناراحت نميشدين؟؟