از اول اول شرط گذاشته بودم که پیش مادرشوهر نمیمونم
بخاطر بعضی رفتاراشون که واقعا اذیت میشدم خود شوهرمم میگفت تحمل کن عروسی کنیم راحت شیم
اما بخاطر گرونی های اخیر که یهوووو همه چی گرون شد متاسفانه دیگه نمیتونیم. میخواستیم یه واحد کوچولو با قرض و وام تو یکی از شهرکا بخریم دیگه نتونستیم .اجاره هم اینجا کم کم ماهی 800 یه خونه قابل تحمل بشه .الان شوهرم میگه راه ورودی خونه مامانش اینارو جدا کنه یعنی در ما جدا در اونا جدا از اولم باهاشون حرف بزنه که دخالت نکنن و سطح انتظارشون بالا نره .من راضی نیستم من مجبورمممممم چون چاره ای نداریم الان شما چی میگین؟