از سرشب خونه مادرشوهرم بوديم تا همين چند دقيقه پيش مناسفانه هميشه تا ما هستيم شام نميخورن ما كه رفتيم شروع ميكنن به شام درست كردن ولي خونه ما كه ميان اول ميپرسن شام چي داري
وقتي عقد بودم ساعت ٩:٣٠ شب ميموندن خونه بابام، مامانم تند تند ميرفت شام درست ميكرد ولي خودشون ارزش قائل نيستن