امشب یه مهمونی دعوت بودیم و جهیزیه دختر فامیلو دیدم وااای ینی خیلی چیزا گرفته بودن خیلی حسرت خوردم نمیدونم چرا ولی من هنوز خیلی از چیزای دم دستی رو هم ندارم،خوشبحاله اونا....
راست می گی آدم که جواب نمی ده تو دلش می مونه این حرفها واقعا اون سه سالی که می رفتم سر کار اگ ...
اگه بی زبون باشی همه ازت سواستفاده میکنن،خاله من سی سال کار کرد ،هیچی نداره برا خودش ،هر چی هست و نیست به اسم همسرشه،ثمره سی سال کار کردنش چهار تا النگو هست ،همیشه میگه عین من نباشین ،حالاهمسرشم حقوقش کم نبود که بگیم برا خرج خونه میرفت و اینا نه،خرج خانواده همسرش شد
من پول جهیزیه رو اپارتمان خریدم که مستاجر نباشم. و جهیزیه م خیلی مختصر خریدیم از داماد چیزی نگرفتیم. ولی هنوزم جهیزیه خوب میبینم دلم میگیره دلم مبل انچنانی و کلی دکوری و ظرف میخواد.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
وای منم دلم یه مبل خوب می خواد میز نهارخوری ماشین ظرفشویی و تعویض همه وسایل کهنه ...
سعی کن روحیه تو با چیزای دیگه عوض کنی. من یکم پول جمع کردم پارسال میزناهارخوری خریدم ولی از زمانی که دخترم اومده دیگه نمیشه به وسایل و دکوراسیون فکرکرد همش باید دنبال پوشک و شیرخشک بود تو این گرونی