همسایه ای دارم نزدیک چند سالی همدیگرو میشناسیم. نمیدونم چطور توضیح بدم که شما منو درک کنید . ایشون ادعای خواهری منو دارن و من اصلن این چیز حس نمیکنم مثلن هر کاری براش بکنم به چشمش نمیاد علنن بارها فهمیدم دروغ میگه مثلن هر وقت چیزی لازم داشته باشه با جونو دل بهش میدم خدا نکنه حالا خیلی به ندرت پیش بیاد چیزی ازش بخوام علنن میگه ندارم. با این من مطمئنم داره تصمیم گرفتم ارتباطم باهاش قطع کنم. چون احساس میکنم من از جون و دل برای این ارتباط حالا خواهری یا دوستی مایه میزارم ولی اون انگار فقط برای وقت مصالح خودش منو بخواد و به عبارتی هیچی به چشمش نمیاد به نظرتون چطور ارتباطم باهاش قطع کنم ؟
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
کمتر برو خونه ش ، چیزی خواست بگو ندارم ، باهاش کمتر درد و دل کن و از زندگی شخصیت بگو، کم کم رابطه ت اتومات کم میشه. شایدم بنده خدا نداره از کجا مطمئنی اینقدر.