2777
2789
عنوان

انقد بد بياري

90 بازدید | 7 پست

الان سه روز سرما خوردم وهيچ دارويي نميتونم استفاده كنم 

و امشب رفتيم رستوران غذا بخوريم مثلا وقتي داشتيم برميگشتيم ميخواستم سوار ماشينمون بشم جلوي در رستوران كنده بودن بعد اومد اين ورتر كه از لب جدول بيام پايين پام پيچيد و افتادم رو پام 

پام خيلي درد ميكنه يعني كوفت ميخوردم جاي اون غذا بهتر بود شوهرم برام پماد و بست ولي درد دارم از دردش نميتونم بخوام مسكنم نميتونم بخورم

نميدونم چرا انقد بدشانسي اوردم 

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

عزیزم برا سرما خوردگیت برو دکتر حتما دارویی میده که تو دوران بارداری مجاز باشه مسکنم ساده 500میتونی بخوری در مان نکردن بیماری بدتره تو دوران بارداری 

ديوانه و دلبسته ي اقبال خودت باشسرگرم خودت عاشق احوال خودت باشيک لحظه نخور حسرت آن را که نداريراضي به همين چند قلم مال خودت باشدنبال کسي باش که دنبال تو باشداينگونه اگر نيست به دنبال خودت باشپرواز قشنگ است ولي بي غم و منتمنت نکش از غير و پر و بال خودت باشصد سال اگر زنده بماني گذرانيپس شاکر هر لحظه وهر سال خودت باش
يعني انقد خودم از دست خودم عصباني بودم كه ميخواستم خودمو بزنم 

عصبی نباش گلم هر اتفاق خدا مصلحتی داره . نیمه پر لیوان نگاه کن امکان داشت بالای بزرگتری سرت بیاد ولی ....

میخوای یکم من بهت بگم شاید اروم شی ..

شوهرم حدود دوماهه بیکاره .. قبلشم تو تولیدی کار میکرد باماهی ۸۰۰ خرج زندگیمون نمیرسید هر جا میرفت کار میکرد پولش میخوردن .. تصمیم گرفت درس بخونه دیپلم بگیره تا شاید تو کارخونه راهش دادن ... یا بره مخابراتی ...یا جایی ک حقوق ثابت داشته باشه .. رفت مدرک بگیره گفتن دومیلیون خورده ای پول نیازه رفت مدرسه مدرسه گفت حدود ۲تومنم اینجا خرج داره . نیم ستی ک با بیست تومن بیست تومن  جمع کرده بودم  خرج مدرسه رو دادم النگوم فروختم ک خرج کلاس شوهرمو بدم ک میریم حساب کنیم پول اموزشگاه رو ک برق میره و یارو گفت برو ی روز دیگ بیا تو همونجا کارتمو میزنن بدون اینکه من متوجه شم  بعد دیدیم دزد پول زده ب جیب و هر چی میگردیم و شکایت کردیم دستمون بجایی بند نیس .و همزمان با اون تا میایم خونه خبر فوت دوستم رو میشنوم تا دوروز تو شوک بودم از طرفی کار برای شوهرم پیداشد ک بدلیل نداشتن مدرک نشد ک بشه .

 میام خونه میبینم به به مدیر ساختمون اومده ک شما باید ۲۰۰ هزار بابت تعمیر آسانسور بدید ...با ۵۰ تومن پول شار ژ . رفتم پول ش ارژ بدم دیدم بهبه دستبند طلام نی ... اونم ..... ۵۰ پول داشتم دادم بابت اون ‌....زد مریض شدم الان پول ندارم  برم دکتر...  

ب هر حال باهمه این وجود میگم خدایا شکرت .....

و همه ی اونا صدقه سر خانواده ام ...

خدایا تو میگی پناه بی پناهانی .. پناهی ندارم ..ننیازمند نوازشت هستم 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز