نصفه شب از خواب بیدار شدم برم دسشویی ولی نمیدونم چرا خیلی میترسیدم انگار ک حس کنم جن یا چیزی دورمه . خیلی حال بدی بود از دسشویی شوهرمو صداکردم وقتی بیدار شد بدو رفتم بغلش ولی دیگه نتونستم تا اذان بخوابم یهو اسم شهید ابراهیم هادی اومد تو ذهنم خواستم ک کمکم کنه واقعا نوری احساس کردم و دلم اروم شد و ترس بلکل از وجودم رفت. روحش شاد
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
هر جور راحتی گلم ولی من عین چیزی ک برام اتفاق افتاد گفتم. برامم اصلا این چیزی ک میگی مفهوم ندا ...
خب اگر راست باشه از قلب پاکت نشات گرفته ....من اعتقادی به شهید ندارم ولی به قلب پاکی که از خداوند کمک بخواد خیلی معتقدم و میدونمخداوند بی جوابش نمیزاره حالا این وسط هرچیزی را که برات مقدسه اگر هم واسطه کردی ایرادی نداره
منظور من از کعبه و بتخانه تویی تو...
دعا کنید درتاریخ ۰۱/۰۱/۰۱ ۱۴ برای من معجزه اتفاق بیفته ......❤❤🙏🙏