اقا امروز رفتم عابربانک پول بردارم پشت سرم یه پسر 20 و خورده ای بود با یه خانوم میانسال
همین که دستمو بردم رو مانیتور خودپرداز پسره شروع کرد به عوق زدن و بالا اورد.زنه اومده میگه گمشو برو یه جا دیگه پول بردار میگم حضرت اقا چه مرگشونه میگه پسرم از انگشت لاک زده حالت تهوع میگیره
موندم بخندم یا گریه کنم
تو رو خدا ازدواج فامیلی نکنید