سلام من با همکارم به واسطه همکارمطمئن دیگه که خانم هستن به قصد ازدواج معرفی شدم این آقا در محیط کار خیلی موجه بود تا اینکه با پیام و تماس منو درگیر و وابسته خودش کرد الان اصلا قصد ازدواج نداره و واقعا من موندم و یه دنیا وابستگی و یه غرور و خجالت که اجازه نمیده بهش بگم پس کی میای خواستگاری ؟! کی میخوای به خانوادت بگی ؟!
خیلی اذیتم خیلی
از طرفی دلم میخواد باهاش کات کنم چون زبونی با تعریف از دخترهای دیگه آزارم میده به جز این مورد از لحاظ اجتماعی و اخلاقی عالیه
یه هفته رفتم جایی گوشیمو کلا خاموش کردم برگشتم بهش مشتاق تر بودم سریع گوشی رو گرفتم باهاش تماس گرفتم دوباره روز از نو روزی از نو .
اینم بگم سنی دهه شصتی ایم