من کتابخونه رفتم
چون دور بود معمولا آماده شدنم طول میکشید
اگه نزدیک تون هست خوبه
و خب با اینکه از بقیه فاصله داشتم ولی زیاد راحت نبودم
چون گاهی صدا شکمم می اومد . گاهی صدای آب خوردنم می اومد
و وقتی زمزمه میکردم یکم بازم اخطار میدادن
و از اون طرف یک دخترای خوشگلی توی کتابخونه میدیدم که فقط بهشون نگا میکردم نمیتونستم درس بخونم😂😂😂
هی میگفتم هن خوشگلن هم درسشون خوبه و کلا تمرکز ام از دست رفته بود
خودمم هی مقایسه میکردم مثلا اونا ۱۰ ساعتی میخوندن . من ۶ ساعت
با اینکه ساعت مطالعه ام اونجا بالا بوو ولی اذیت میشدم . مخصوصا برای سرویس بهداشتی
چون نزدیک بود و همه ی صداهای اونجا میترسیدم به گوش بقیه آن برسه
خلاصه اومدم خونه خوندم