منم همین کارو با پسرم میکنم عصبی میشم سرش داد میزنم اما بعدش پشیمون میشم
زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که نخواهد آمد تو نه در دیروزی و نه در فردایی ظرف امروز پر از بودن توست زندگی درک همین امروز است...................... من یک زنم پر از حس شیرین به دست آوردن ها و حس تلخ از دست دادن ها واما اکنون مادری هستم که دلخوش به طفلی که تمام تمام من است.
نمیدونم چطور بگم که ناراحت نشی دور از جونش دور از جونش بلا ازش دور باشه ولی به بعدش فکر کن که دیگه نیست ،من مادرم را دو ساله از دست دادم ،با اینکه در نود درصد مواقع با هم خوب بودیم الان که یادم میاد گاهی حوصلشو نداشتم گاهی سرش داد میزدم باهاش قهر میکردم ببین شاید چند سال یه بار این اتفاق میوفتاد عذاب وجدان میگیرم ولی الان میخوام فقط باشه هر چقدر میخواد باهام قهر کنه غر بزنه ناراحتم کنه بعد مرگش فهمیدم هیچ کسی تو دنیا مادر نمیشه