2789

خانما من هیچییی بلد نیستم میخوام این بیست روز تلاش خودمو کنم شاید خدا کمکم کرد به نمره خوبی از نهاییا گرفتم فقط توروخدا راهنماییم کنید از صبح میخوام برم کتابخونه میخوام دیگه تا شب ادامه بدم بهم بگین که چی ببرم و اینکه من هر پنج دقیقه یکبار هی بلند میشم میرم بیرون عادت ندارم یکجا بشینم بگین چیکار کنم لطفااا خواهرانه و بهم بگین واقعا با اینکه هیچی نخوندم و قبلا رشتم تجربی بود میتونم نهاییا رو نمره خوب بیارم حقوق قبول بشم؟دلسوزانه کمکم کنید شرایط زندگیم خیلی خیلی سخته

من فمنیست نیستم چون من معتقدم قطعا ارزش زنها بسیار بالاتر از مردها هست!(قسمت آبی رنگ رو بخون یکی از دلایلش رو نوشتم)توی تاپیک های من فضولی نکن چون همه چیز رو واضح نمیگم که شناسایی نشم پس حرفای ضدونقیض توی تاپیک هام زیاده فقط میخوام برای مشکلم راه حل پیدا کنم وگرنه قصدم این نیست بشینم داستان زندگیم رو تعریف کنم اینجا گوگل هست دیگه ممکنه شناسایی بشیم!با تعلیق شدن تاپیک ها حذف نمیشه وگرنه با خیال راحت صحبت میکردم بعدش تعلیق میشدم مشکلی نبود الان دیگه از یه تاپیک حتی اگر تعلیق بشی اگر شناسایی بشی میرن تمام زندگیت رو میخونن،یه زمانی زنها به قدری قدرتمند بودند از نظر ذهنی و استفاده و کشف داروهای گیاهی که اونهارو شمن(جادوگر)اسم میذاشتن و به آتش میکشیدن و تمام زن های قدرتمند رو نابود کردن چون میترسیدن و به جای اون مردهای ابله که فقط توان جسمی بالایی دارن رو از زنها باارزش تر دونستن و سالیان سال به زنها اجازه ی آزادی نمیدادن و به واسطه ی حرف های چرت این کار رو توجیه میکردن،یه دختر مهربونم تاجاییکه ازت زرنگی نبینم!من میدونم یک روز بهترین مادر دنیا میشم برای دخترم که حق هرگونه آزادی رو برای دنبال کردن رویاهاش بدون قضاوت میدم و همیشه پشتش عین یه کوه میمونم دختر من نمیتونه یه زن آروم و توسری خور بشه اون باید بره پی ارزوهاش هرچند سخت و غیرممکن باشه از نظر بقیه اما من تشویقش میکنم(میدونم قراره سخت ترین امتحان زندگیم رو از دخترام بگیرم چون قراره سرسخت بزرگ بشن)هرگز دلم فرزند پسر نمیخواد چون میدونم بزرگ کردن پسر کار هرکسی نیست و من هیچ علاقه ای به نرها ندارم

تراول ماگ یا شیشه اب براخودت

غذا

میوه یا تنقلات

شارژر

هدفون یا گوشگیر

و چیزای مربوط ب درسات

خلاصه شروع بکنی اولاش سخته ولی کم کم عادت میکنی و غرق درس میشی مخصوصا محیطش ساکته و دیگرانم تلاش میکنن میوفتی تو رقابت

ارزش من رو به جز کسایی که منو دوست دارند کسه دیگه ای درک نمیکنه

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



کتابخونه ما محیطش خوبه بطری آب بیسکویتی شکلاتی چیزی بردار گشتن نشه اگه برا ناهار نمیتونی بیایی خونه با ساندویچی چیزی ببر

مانتو و شالتو میتونی دربیاریی راحت باشی ولی خیلی تو اتاق سر و صدا نکن هی نرو بیا

اگه کتابخونه شبانه روزیه تا شب میتونی بمونی بعد من اون جایی که میرفتم اتاق خیلی بزرگی داشت اتاق مطالعهش و دوربین هم نداشت یعنی پایین مسئولین نمیدیدن

واسه همین همه راحت پاشونو رو دو صندلی دراز میکردن و روسری و مانتو در میاوردن و راحتتتتت مثل تو خونه

ولی خب من از اونا نبودم که زیاد میموندم

بازم هرچی بود ، بپرس

از ما هیچ چیز باقی نمی‌ماند جز خاطراتی که درآن دلیل حال خوب آدمی بوده ایم!🌱🥀

تایم کنکورم پانسیون میرفتم

از 8 صبح میرفتم تا 11 شب

تایم های مطالعه و استراحت مشخص شده بود و کسی نمیتونست تو تایم مطالعه ، کاری جز درس خوندن انجام بده


تا اینجای زندگی فقط حق با فروغ فرخزاد بود که گفت:از دست زندگی خسته ام هر قدر به مسخرگی می گذرانم می بینم نمی شود که نمی شود که نمی شود.Reminder:‏به هزار و یک دلیل دیگه آدم های سابق نیستیم و هیچ وقت هم نمیشیم.

من همیشه میرفتم برای درس ببین ساعت مشخص کن اول کم بعد بیشتر کن مثلا ۲۵ دقیقه مطالعه ۱۰ دقیقه استراحت

برای استراحتت تشویقی بزار مثلا خوراکی مورد علاقت یا هرچیز دیگهی! بعضی کتابخونه ها جایی دارن ک با راه رفتن میتونی درس بخونی ایرادی نداره!ولی هی پاشی بشینی تمرکزت کم میشه

تراول ماگ یا شیشه اب براخودتغذا میوه یا تنقلات شارژر هدفون یا گوشگیرو چیزای مربوط ب درسات خلاصه شروع ...

هدفون ندارم

تراول ماگ دارم اما آخه چطوری غذا ببرم اونموقع صبح؟یعنی خب مامانم کلی غر میزنه میگه نمیتونم از شب قبل درست کنم و فلان!بعدش هی بیقراری میکنم برم خونه نمیتونم عین آدم بشینم بخونم دخترا از صبح تا شب میخونن من همش بیقراری میکنم!همش خوابم میگیره با اینکه قهوه میخورم خدا لعنتم کنه چقدر تنبل شدم

من فمنیست نیستم چون من معتقدم قطعا ارزش زنها بسیار بالاتر از مردها هست!(قسمت آبی رنگ رو بخون یکی از دلایلش رو نوشتم)توی تاپیک های من فضولی نکن چون همه چیز رو واضح نمیگم که شناسایی نشم پس حرفای ضدونقیض توی تاپیک هام زیاده فقط میخوام برای مشکلم راه حل پیدا کنم وگرنه قصدم این نیست بشینم داستان زندگیم رو تعریف کنم اینجا گوگل هست دیگه ممکنه شناسایی بشیم!با تعلیق شدن تاپیک ها حذف نمیشه وگرنه با خیال راحت صحبت میکردم بعدش تعلیق میشدم مشکلی نبود الان دیگه از یه تاپیک حتی اگر تعلیق بشی اگر شناسایی بشی میرن تمام زندگیت رو میخونن،یه زمانی زنها به قدری قدرتمند بودند از نظر ذهنی و استفاده و کشف داروهای گیاهی که اونهارو شمن(جادوگر)اسم میذاشتن و به آتش میکشیدن و تمام زن های قدرتمند رو نابود کردن چون میترسیدن و به جای اون مردهای ابله که فقط توان جسمی بالایی دارن رو از زنها باارزش تر دونستن و سالیان سال به زنها اجازه ی آزادی نمیدادن و به واسطه ی حرف های چرت این کار رو توجیه میکردن،یه دختر مهربونم تاجاییکه ازت زرنگی نبینم!من میدونم یک روز بهترین مادر دنیا میشم برای دخترم که حق هرگونه آزادی رو برای دنبال کردن رویاهاش بدون قضاوت میدم و همیشه پشتش عین یه کوه میمونم دختر من نمیتونه یه زن آروم و توسری خور بشه اون باید بره پی ارزوهاش هرچند سخت و غیرممکن باشه از نظر بقیه اما من تشویقش میکنم(میدونم قراره سخت ترین امتحان زندگیم رو از دخترام بگیرم چون قراره سرسخت بزرگ بشن)هرگز دلم فرزند پسر نمیخواد چون میدونم بزرگ کردن پسر کار هرکسی نیست و من هیچ علاقه ای به نرها ندارم

کتابخونه ما محیطش خوبه بطری آب بیسکویتی شکلاتی چیزی بردار گشتن نشه اگه برا ناهار نمیتونی بیایی خونه ...

خیلیییی میرم میام عادت ندارم روی صندلی بشینم

من فمنیست نیستم چون من معتقدم قطعا ارزش زنها بسیار بالاتر از مردها هست!(قسمت آبی رنگ رو بخون یکی از دلایلش رو نوشتم)توی تاپیک های من فضولی نکن چون همه چیز رو واضح نمیگم که شناسایی نشم پس حرفای ضدونقیض توی تاپیک هام زیاده فقط میخوام برای مشکلم راه حل پیدا کنم وگرنه قصدم این نیست بشینم داستان زندگیم رو تعریف کنم اینجا گوگل هست دیگه ممکنه شناسایی بشیم!با تعلیق شدن تاپیک ها حذف نمیشه وگرنه با خیال راحت صحبت میکردم بعدش تعلیق میشدم مشکلی نبود الان دیگه از یه تاپیک حتی اگر تعلیق بشی اگر شناسایی بشی میرن تمام زندگیت رو میخونن،یه زمانی زنها به قدری قدرتمند بودند از نظر ذهنی و استفاده و کشف داروهای گیاهی که اونهارو شمن(جادوگر)اسم میذاشتن و به آتش میکشیدن و تمام زن های قدرتمند رو نابود کردن چون میترسیدن و به جای اون مردهای ابله که فقط توان جسمی بالایی دارن رو از زنها باارزش تر دونستن و سالیان سال به زنها اجازه ی آزادی نمیدادن و به واسطه ی حرف های چرت این کار رو توجیه میکردن،یه دختر مهربونم تاجاییکه ازت زرنگی نبینم!من میدونم یک روز بهترین مادر دنیا میشم برای دخترم که حق هرگونه آزادی رو برای دنبال کردن رویاهاش بدون قضاوت میدم و همیشه پشتش عین یه کوه میمونم دختر من نمیتونه یه زن آروم و توسری خور بشه اون باید بره پی ارزوهاش هرچند سخت و غیرممکن باشه از نظر بقیه اما من تشویقش میکنم(میدونم قراره سخت ترین امتحان زندگیم رو از دخترام بگیرم چون قراره سرسخت بزرگ بشن)هرگز دلم فرزند پسر نمیخواد چون میدونم بزرگ کردن پسر کار هرکسی نیست و من هیچ علاقه ای به نرها ندارم

اشکال ندارهکم کم طولانی کن زمان مطالعه ات رواب و خوراکی

کم کم نمیشه آخه یه هفته دیگه امتحانات شروع میشه

من فمنیست نیستم چون من معتقدم قطعا ارزش زنها بسیار بالاتر از مردها هست!(قسمت آبی رنگ رو بخون یکی از دلایلش رو نوشتم)توی تاپیک های من فضولی نکن چون همه چیز رو واضح نمیگم که شناسایی نشم پس حرفای ضدونقیض توی تاپیک هام زیاده فقط میخوام برای مشکلم راه حل پیدا کنم وگرنه قصدم این نیست بشینم داستان زندگیم رو تعریف کنم اینجا گوگل هست دیگه ممکنه شناسایی بشیم!با تعلیق شدن تاپیک ها حذف نمیشه وگرنه با خیال راحت صحبت میکردم بعدش تعلیق میشدم مشکلی نبود الان دیگه از یه تاپیک حتی اگر تعلیق بشی اگر شناسایی بشی میرن تمام زندگیت رو میخونن،یه زمانی زنها به قدری قدرتمند بودند از نظر ذهنی و استفاده و کشف داروهای گیاهی که اونهارو شمن(جادوگر)اسم میذاشتن و به آتش میکشیدن و تمام زن های قدرتمند رو نابود کردن چون میترسیدن و به جای اون مردهای ابله که فقط توان جسمی بالایی دارن رو از زنها باارزش تر دونستن و سالیان سال به زنها اجازه ی آزادی نمیدادن و به واسطه ی حرف های چرت این کار رو توجیه میکردن،یه دختر مهربونم تاجاییکه ازت زرنگی نبینم!من میدونم یک روز بهترین مادر دنیا میشم برای دخترم که حق هرگونه آزادی رو برای دنبال کردن رویاهاش بدون قضاوت میدم و همیشه پشتش عین یه کوه میمونم دختر من نمیتونه یه زن آروم و توسری خور بشه اون باید بره پی ارزوهاش هرچند سخت و غیرممکن باشه از نظر بقیه اما من تشویقش میکنم(میدونم قراره سخت ترین امتحان زندگیم رو از دخترام بگیرم چون قراره سرسخت بزرگ بشن)هرگز دلم فرزند پسر نمیخواد چون میدونم بزرگ کردن پسر کار هرکسی نیست و من هیچ علاقه ای به نرها ندارم

هدفون ندارمتراول ماگ دارم اما آخه چطوری غذا ببرم اونموقع صبح؟یعنی خب مامانم کلی غر میزنه میگه نمیتون ...

طوری نیست

ی غذای ساده ببر یا خودت درست کن دست و پاداری خداروشکر

اولاش گفتم سخته عادت میکنی انقد بهونه نیار فقط شروع کن

ارزش من رو به جز کسایی که منو دوست دارند کسه دیگه ای درک نمیکنه
تایم کنکورم پانسیون میرفتم از 8 صبح میرفتم تا 11 شب تایم های مطالعه و استراحت مشخص شده بود و کسی نمی ...

خب چطوری میتونستی اخه به نظرت تو این زمان کم میتونم موفق بشم؟

من فمنیست نیستم چون من معتقدم قطعا ارزش زنها بسیار بالاتر از مردها هست!(قسمت آبی رنگ رو بخون یکی از دلایلش رو نوشتم)توی تاپیک های من فضولی نکن چون همه چیز رو واضح نمیگم که شناسایی نشم پس حرفای ضدونقیض توی تاپیک هام زیاده فقط میخوام برای مشکلم راه حل پیدا کنم وگرنه قصدم این نیست بشینم داستان زندگیم رو تعریف کنم اینجا گوگل هست دیگه ممکنه شناسایی بشیم!با تعلیق شدن تاپیک ها حذف نمیشه وگرنه با خیال راحت صحبت میکردم بعدش تعلیق میشدم مشکلی نبود الان دیگه از یه تاپیک حتی اگر تعلیق بشی اگر شناسایی بشی میرن تمام زندگیت رو میخونن،یه زمانی زنها به قدری قدرتمند بودند از نظر ذهنی و استفاده و کشف داروهای گیاهی که اونهارو شمن(جادوگر)اسم میذاشتن و به آتش میکشیدن و تمام زن های قدرتمند رو نابود کردن چون میترسیدن و به جای اون مردهای ابله که فقط توان جسمی بالایی دارن رو از زنها باارزش تر دونستن و سالیان سال به زنها اجازه ی آزادی نمیدادن و به واسطه ی حرف های چرت این کار رو توجیه میکردن،یه دختر مهربونم تاجاییکه ازت زرنگی نبینم!من میدونم یک روز بهترین مادر دنیا میشم برای دخترم که حق هرگونه آزادی رو برای دنبال کردن رویاهاش بدون قضاوت میدم و همیشه پشتش عین یه کوه میمونم دختر من نمیتونه یه زن آروم و توسری خور بشه اون باید بره پی ارزوهاش هرچند سخت و غیرممکن باشه از نظر بقیه اما من تشویقش میکنم(میدونم قراره سخت ترین امتحان زندگیم رو از دخترام بگیرم چون قراره سرسخت بزرگ بشن)هرگز دلم فرزند پسر نمیخواد چون میدونم بزرگ کردن پسر کار هرکسی نیست و من هیچ علاقه ای به نرها ندارم

اگه کتابخونه شبانه روزیه تا شب میتونی بمونی بعد من اون جایی که میرفتم اتاق خیلی بزرگی داشت اتاق مطال ...

اره از صبح تا شب بار هست و دوربینی چیزی هم نداره فقط دخترونه هست

خب عزیزم من نمیتونم بشینم همش بیقراری میکنم مغزم احساس خستگی میکنم یعنی چهار ساعت وایسادم احساس میکردم کوه کندم

من فمنیست نیستم چون من معتقدم قطعا ارزش زنها بسیار بالاتر از مردها هست!(قسمت آبی رنگ رو بخون یکی از دلایلش رو نوشتم)توی تاپیک های من فضولی نکن چون همه چیز رو واضح نمیگم که شناسایی نشم پس حرفای ضدونقیض توی تاپیک هام زیاده فقط میخوام برای مشکلم راه حل پیدا کنم وگرنه قصدم این نیست بشینم داستان زندگیم رو تعریف کنم اینجا گوگل هست دیگه ممکنه شناسایی بشیم!با تعلیق شدن تاپیک ها حذف نمیشه وگرنه با خیال راحت صحبت میکردم بعدش تعلیق میشدم مشکلی نبود الان دیگه از یه تاپیک حتی اگر تعلیق بشی اگر شناسایی بشی میرن تمام زندگیت رو میخونن،یه زمانی زنها به قدری قدرتمند بودند از نظر ذهنی و استفاده و کشف داروهای گیاهی که اونهارو شمن(جادوگر)اسم میذاشتن و به آتش میکشیدن و تمام زن های قدرتمند رو نابود کردن چون میترسیدن و به جای اون مردهای ابله که فقط توان جسمی بالایی دارن رو از زنها باارزش تر دونستن و سالیان سال به زنها اجازه ی آزادی نمیدادن و به واسطه ی حرف های چرت این کار رو توجیه میکردن،یه دختر مهربونم تاجاییکه ازت زرنگی نبینم!من میدونم یک روز بهترین مادر دنیا میشم برای دخترم که حق هرگونه آزادی رو برای دنبال کردن رویاهاش بدون قضاوت میدم و همیشه پشتش عین یه کوه میمونم دختر من نمیتونه یه زن آروم و توسری خور بشه اون باید بره پی ارزوهاش هرچند سخت و غیرممکن باشه از نظر بقیه اما من تشویقش میکنم(میدونم قراره سخت ترین امتحان زندگیم رو از دخترام بگیرم چون قراره سرسخت بزرگ بشن)هرگز دلم فرزند پسر نمیخواد چون میدونم بزرگ کردن پسر کار هرکسی نیست و من هیچ علاقه ای به نرها ندارم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792