2789
عنوان

کار های جاری و شوهرم

1 بازدید | 85 پست

ما دیشب بله برونمون بود امدن خونمون .. شوهرم به جاریم گفت بیا کنار من بشین شوهرم رو مبل بود جاریم رفت رو زمین کنارش نشست و با هم حرف میزدن و میخندیدن سر تعیین مهریه ام مهر من از جاریم بیشتر شد دیدم نامزدم داره بهش میگه الان تو ناراحتی یا نه

امروزم رفتیم جواب ازمایش بگیریم رسم نداریم تنها بریم ی نفر همراه داماد میاد ی نفر همراه عروس امدن در خونمون خواستیم سوار ماشین شیم جاریم گفت با اجازتون من جلو میشینم داماد ک دید زشته جلو مادر من جلو بشینه گفت نه تو عقب بشین بعدشم ک عقب جا تنگ بود من رفتم جلو نشستم هیچی شوهرم باهام حرف نمی زد میوه هم همش به جاریم تعارف میکرد که چرا نمیخوری بعد میگفت مادرم زنگ زده حالتو پرسیده و .. جاریم میخواستیم بریم شوهرم اصلا به من نگاه نمیکرد جاریم سریع میرفت کنارش با هم صحبت میکردن یواش و میخندیدن و من اصلا نگاشون نمیکردم کنار هم راه میرفتن

ی جا هم من و شوهرم میافتیم تنها خیلی باهام حرف نمی زد و میگفت تو جلو شو یا خودش میرفت جلو

کلا انگار وجود جاریم خیلی روشن تر از من بود

الانم پشیمانم از همه چی و نمیتونم به کسی چیزی بگم همش تو خودم میریزیم

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

اون آدم از قبل تو خانواده بود و ارتباط داشته با اون مرد

شما تازه اول راهی

تا مورد جدی ای ندیدی نگران نباش

اینا درست میشه

فعلا با هم راحت نیستین اون سمت جاریته

بعد درست میشه


چه کاریه بعد بله برون میرین آزمایش

اومدیم و یک درصد جور نبودین

من بودم همین امروز بهم میزدم همه چی رو مغزم سوت کشید از کلمه به کلمه حرفات خصوصا جلو نشستن ماشین چقدر بیشعور چقدر تفهم

آقایون نامحترم سایت انقدر درخواست دوستی ندید قبول نمیکنم وای مخصوصا تو شبوروز روشن و علیرضاااا60و بقیه رو حضور ذهن ندارم خستم کردین ول کن دیگه بابا خرس قطبی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

ریزش مو

ahoo_hpk | 46 ثانیه پیش
2791
2779
2792