جفتمون دانشجوییم دو شهر مختلف .. من خیلی عاشقشم و خیلی وابسته ام.. ینی انتظار دارم همش زنگ بزنه ویدیوکال حرف بزنیم .. ولی جفتمون خیلیی درس داریم
ینی از صبح تا ساعت ۲ بیمارستانیم هر دو(دو شهر مختلف و دور انتقالی هم نمیشه بگیرم چون اون تهرانه به من تهران نمیدن) بعدشم باید درس بخونیم .. ولی من اینقددد حواسم پرته نمیتونم درس بخونم اگر زنگ هم نزنه خودم زنگ میزنم دو ساعت گریه میکنم ک چرا ب من کم توجهی کردی.. دو ساعت هم قربون صدقم بره درست نمیشم قشنگ روانی شدم۲۳ سالمه اون ۲۴ سالشه
پنج هفته س ندیدمش دلم خونه😭 فک کنم چون دلم تنگ شده اینقد اخمق شذم.. حتی ی بغل ساده هم نداریم چون دوریم دلم گرفته.. اخر تیر میخاد بیاد پیشم اونم اگر بتونه و امتحان نداشته باشه.. بنظرتون اینکه اینقد حالم بده و نمیتونم درس بخونم و اینا طبیعیه؟! اونم دارم اذیت میکنم همش بهونه گیری میکنم و گریه...