من یه زن عمو دارم هرچی بگی سرمون آورد تهمت فحشای جادو و طلسم آخرش هم بخاطر همین کارش مجبور شدیم مهاجرت کنیم ولی مستاجری وحشتناک از جهتی خونه روستا هم ارزشی نداره ک بخواهیم بفروشیم و خونه عموم ب خونه ما چسبیده البته خونه دیگه شون اهواز وضع مالی شون توپ ولی ما خیلی مشکل مالی داریم حتی برادرام بیمارن ولی امروز ک صاحب خونه گفت باید چن برابر کرایه خونه بدین کلی گریه کردم و زن عموم نفرین میکنم ک مارو آواره کرد حتی نماز جعفر طیار خوندم و نفرینش کردم ایا گناه کردم آخه تنها با مرگ اون میتونیم برگردیم
والا از قدیم به ما گفتن کسی رو نفرین نکنید به خودتون بر می گرده نمی دونم حالا نمیشد مقاومت کنید خونه ...
عزیز من هزاربار باهاش قهر کردیم هزاربار بزور آشتی میکرد بعدش تو محیط روستا کسی پشت سرت تهمت بزنه دیگه تموم حتی یک بار اینقدر پشت سرم تهمت زد ک قرص خوردم ب قصد خودکشی
اوه من درکت می کنم جاری من انقدر اذیتمون کرده که به شوهرم میگم بیا از اینجا بریم از خونه خودم بدم اومده اونا پایینن ما بالا ، کاری نیست که نکنه خدا لعنتش کنه اما همسرم نمیاد و من تو این خونه آرامش ندارم نمی دونم خدا چرا این آدما رو آفرید اینا شیطونم درس می دن