بیا که قصر امل سست بنیاد است
بیا که شمع فلک در شب هجران باد است
دل از دیار طلب بر ندارم ای ساقی
که جرعهای ز می لعل تو مرا بنیاد است
این روزها سایهای سنگین بر جان و خیالت انداخته، اما بدان که هر ابر تیرهای باران رحمت دارد. برگهای درخت زندگیات اگر میریزند، نه از سر بیرحمی، که برای رویاندن جوانههایی تازهست. در مسیر پرپیچوخم این روزها، نشانههایی از راهنمایی دانا خواهی یافت کسی که نقشهی راه گمشده را به تو بازمینماید. آرام باش و به نجوای درونت گوش بسپار: طلوعی در کار است، هرچند هنوز در دل شب فرو رفتهای.
سفارش حافظ: «چون صبحی نزدیک است، یک نفس صبور باش و چشم به روشنای راه بدوز