رفته بودم محل کارش، خیلی خیلی به ندرت میرم، امشب مهمونی دعوت بودیم اگر منتظر میموندم بیاد خونه بعد بریم دیر میشد
بعد من خب تیپ خاصی نزده بودم ولی کفشم خیلی تق تقی بود بعد مراجع های شوهر اکثرا لات و لوت اینان،
شوهرم دوتا دستیار مرد داره و یه مستخدم زن، اول رفتم پیش خانمه تو اتاق استراحت شوهرم برام چایی اورد شروع کرد به حرف زدن و دستیار های شوهرمم یکی یکی اومدن مثلا شیرینی اوردن که پذیرایی کنن بحث غیبت یکی از همکارهای شوهرم بود یکی از دستیارها گفت بحث جذابه ولی دلمم سیگار میخواد. بعد من گفتم برو سیگارتو بکش همین لحظه شوهرم وارد شد شنید، اقا رفتیم تو ماشین شروع کرد داد و بیداد با این تیپ و کفش اوندی اینجا وسط یه مشت لات و لوت به دستیار من میگس برو سیگار بکش شان خودت رو چرا اوردی پایین شان تو اینه یه مشت مرد بی همه چیز نگاهت کنن شانت اینه به دستیار من بگی برو سیگار بکش
وای دیوونه شده بود منم زدم زیر گریه گفتم نمیام مهمونی، به زور اوردتم خونه مجبورم کرده دوباره ارایش کنم بریم مهمونی
واقعا به نظرتون رفتار و حرف من انقدر بد بود