با یه اقا اشنا شدم ۳۲ سالشه بعد شرایط مالیش خوبه تنها زندگی میکنه خونه داره میخام باهاش زندگی کنم چون واقعاااا از جو خونه فعلیم خسته شدم نمیتونم پدرمو تحمل کنم اونم یه جورایی دشمنه ولی ضربه بهم زده استخاره گرفتم ۳ بار گفت خودت تصمیم بگیر تو رو خدا کمکم کنید دیگه از این شرایط خسته شدم واقعاا همینجوری ادامه بدم تیمارستان همیشه بستری میشم😭😭😭😭
یه شهر دیگه هم یه واحد دارم ولی تنهایی نمیتونم زندگی کنم