2789
عنوان

مادرشوهرم و زباله‌هامون

1818 بازدید | 105 پست

وای که حرصم از دست مادرشوهرم دراومده موضوعیه که هیجا نمیشه گفت مجبورم اینجا درد دل کنم ما خونمون نزدیک مادرشوهرمه نمیدونم چجوری توضیح بدم ما این وریم اونا اونور کوچه یه بازم میگم نمیتونم درست توضیح بدم حیاط ما جوریه انگار نه انگار حیاط داریم ینی من هییچ استفادهای از حیاط ندارم مادرشوهر ما تو به اصطلاح حیاط ما سبزی کاشته چندباریم غیر مستقیم بهش گفتم که اره تو حیاط خودتون بکارین که خودتونم اذیت نشین گفت که تو حیاط ما مرغا خرابشون میکنن
و اینکه نگید کلید ازش بگیرید چون کلید نداره نمیتونم توضیح بدم یه قسمت از حیاطمون بخاطر یه سری مشکلات دیوار درست نداره کلی خودمم نمیدونم چجوری میاد تو حیاط
حالا اینا هیچی من کنار اومدم با این قضیه
یه سطل آشغال تو کوچه هست که فقط ما و مادرشوهرمینا ازش استفاده میکنیم اوایل که عروسی کرده بودیم مادرشوهرم به شوهرم گفته بود قوطی پلاستیکی فلزی چیزایی اینجوری رو

ادامه داره

نندازیم سطل آشغال بیارین من جمع کنم بفروشم شوهرمم به من گفت بهش گفتم ببین من نمیتونم بخاطر مامانت تفکیک زباله کنم خودم به اندازه کافی کار دارم(آشغالای خیسمونم جدا میریزم تو پلاستیک برای مرغای مادرشوهرم)

خلاصه ما اینکارو نکردیم بعد شوهرم بهم گفت آشغالای مربوط به اتاق خوابمون مث دستمال و چیرایی دیگه ... رو ننداز تو کیسه زبالهای که میندازم تو سطل اشغال کوچه جدا بزار ببریم جای دیگه منم گفتم باشه (فک کنم مادر شوهرم تو اشغالای ما میگشت متاسفانه)من همیشه زباله های خصوصیمونو جدا میزاشتم و میبردیم جای دیگه مینداختم تا دیروز سطل زباله اصلی خونه نمیدونم چی توش انداخته بودن یه بوی افتضاح میداد نصف کمترشم پر نشده بود من آشغالای توی دسشویی و اتاق خواب رو رسختم تو کیسه گذاشتم دم در بیرون و گفتم به همسرم یادآوری میکنم که اینو تو سطل کوچه نندازه خلاصه عصر بودو ما میخواستیم بریم بیرون من یادم رفته به همسرم یادآوری کنم خودمم موقع بیرون اکمدن حواسم به

ادامه داره

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



کیسه زباله نبود دقیقا من میخواستم بیام بیرون سوار ماشین بشم مادرشوهرم اکمدم که بره به سبزیاش آب بده خلاصه ما رفتیم شبی برگشتیم دیدم کیسه آشغالیه نیست سر جاشم یه زره آشغال ریخته بود یه پوست سس چیزای کوچیک کوچیک به شوهرم گفتم تا این کیسه زبالهرو بردی گفت نه فک کنم مادرم برداشته من گفتم وای این همه جور زباله توش بوده ها میخواستم بهت بگم اینجا نندازیش دیگه آغا هیچی شوهرم عصبانی شد گفت اس خدا مادرمو این کاراش تو چرا اونارو ریختی تو این کیسهه مگه من چندین دفهه یهت نگفته بودم سطل آشغال اتاق خوابو نریز تو آشغالای این یکیا ( کلا سطل آشعال اتاق دستمال کاغذی توشه برا اینکه من جلو آینه میشینم دستمال زیاد استفاده میکنم دیگه مو توشه دیگه یهس ری قوطی و کاغذ لوازم آرایشی بهداشتی و چیز.. نمیخوام اسمشو بگم البته لای کلی دستمال دلیل عصبانیت همسرمم همین بود)

بعد من گفتم وای حالا مگه چی شده مادرت که نمیاد لای اون همه دستمال کاغذی بگرده اون گفته میگرده گفتم اصن چرا باید این کارو کنه اونم باز

ادامه داره

گفت من میدونم اون میگرده همینجوری قر زدن سر من که هزار دفهه بهت گفتم اینکارو نکن چرا اینکارو کردی خلاصه دعوا منم همش فقط میگفتم اصن مامانت چرا باسد تو آشغالای ما بگرده چرا اون این کارو کنه ینی ما واسه آشغالامونم حریم خصوصی نداریم یهو خیلی عصبانی شد داد هوار که اصن مادر من اشغال جمع میکنه کثیفه من گفتم اینجوری نگو اونم با عصبانیت همین حرفارو تکرار میکرد تهشم باز دعوا با من و بعد از اتاق رفت بیرون بعدم صداش میومد با خودش حر میزد میگفت:ای خدا من نمیدونم از دستش چکار کنم با این کاراش اخه تو آشغالای ما دنبال چی میگردی صد دفه بهش گفتم از این کارای کثیف نکنه بهش هی میگم دست نکنه تو سطل زباله ما نکنه اخه چی گیرت میوماد تو این آشغالا اخه مگه من ماهیانه بهت پول ندادم که تو این کارورو نکنی(من در جریان این موضوع نبودم خودش یهو بهن حرفاش اینو گفت البته برام مهم نیست کمی زیاد برا من نداره حالا یه مبلغی کوچیکی به اون بده ولی فقط همیشه بهش میگفتم نمسخوام تو تنها

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

رابطه نداشتن

parnian75 | 17 ثانیه پیش
2791
2779
2792